افت تحصیلی

 

 مقدمه

کودک از زمانی که به دنیا می آید،  خواسته یا ناخواسته عواملی پیش می آیند و این عوامل مانعی برای یادگیری وی محسوب می شوند از جمله این عوامل می توان به وضعیت اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی و...خانواده اشاره کرد .

حتی تعداد فرزندان خانواده می تواند یکی از عوامل باشد. آسیبهای گوناگون اجتماعی همواره خطرات بزرگی برای دانش آموزان بشمار میروند

این آسیبهای اجتماعی از آن نظر مهم هستند که در بوجود آمدن بعضی از آنها کودکان و دانش آموزان هیچگونه دخالتی ندارند.

معلمان و والدین باید آسیبها را شناخته و در جهت رفع آنها بکوشند.

 

آسیب های اجتماعی دانش آموزان

و تأثیر آن در کیفیت آموزش

  1- افت تحصيلی

 2- اضطراب ـ ترس

 3- فرار از خانه و مدرسه

 4-كم رويی 

 5- كم توجهی به درس ( بی علاقه گی به انجام تكاليف درسی ) 

 6- دروغ گويی 

 7- خشم و پرخاشگری

  8-افسردگی 

9- عدم اعتماد به نفس 

 

  

 

 

 

 

   افت تحصيلی   

علل افت تحصيلی :

الف ) علل آموزشی   

 ب) علل فردی

ج) مشكلات خانوادگی        

 د) مشكلات محيطی و اجتماعی

الف : علل آموزشی افت تحصیلی:  

1)   تراكم برنامه های درسی  .

2)   عدم برنامه ريزی تحصيلی مناسب .

3)   عدم وجود معلمان كافی و شايسته .

4)   عدم انطباق هدف و محتوای آموزش با علايق دانش آموزان .

 

 

ب : علل فردی افت تحصیلی :

1) هوش  

 2) رابطه معلم و دانش آموز  

  3) ميل و انگيزه                              

 4) آشفتگيهای عاطفی و هيجانی         

5) بلوغ             

6) نارساييهای جسمی                    

7) فراموشی

ج: مشكلات خانوادگی و افت تحصیلی:  

1) روابط و نظام آموزشی خانواده                  

2) اشتغال كودكان

3) فقدان والد ( يا والدين )                         

 4) بيسوادی والدين

5) غفلت والدین نسبت به نیازهای دانش آموزان

د: مشكلات محيطی و اجتماعی در افت تحصیلی:  

1) عدم وجود فضای آموزشی مناسب

2) فقر و محروميت اقتصادی

3) كمبود وسايل كمك آموزشی و رسانه های گروهی

4) مهاجرت و انتقال

5) عوامل منطقه ای ومحلی

شيوه های مقابله با افت تحصيلی :

الف ) برنامه های دراز مدت

ب) برنامه های كوتاه مدت 

 

 

 

 

 

 

الف : برنامه های دراز مدت برای رفع افت تحصیلی:

1)  تجديد نظر در نظام ارزشيابی

2)  تجديد نظر در محتوای برنامه های درسی و آموزشی

3)   تربيت معلمان و آموزش ضمن خدمت آنان

4)  كاهش تعداد دانش آموزان هر كلاس

5)  فراهم كردن امكانات آموزش و پرورش قبل از دبستان

6)  ارزيابی هوش دانش آموزان  

ب) برنامه كوتاه مدت برای رفع افت تحصیلی:

1) تهيه كتاب های درسی و كمك آموزشی

2) همكاری نزديك اوليای مدرسه و والدين

3) ارزيابی عملكرد معلمان و تشويق معلمان

4) تقويت انگيزه های درونی دانش آموزان

 

 

  اضطراب ـ ترس

علل اضطراب وترس :

1-  زندگی ماشينی ، كم رنگ شدن مناسبات و ارتباطات عاطفی

2-  كم توجهی به مسائل معنوی

3-  نگرانی از آينده تحصيلی و شغلی ، فقدان اعضای خانواده

4-  نگرانی مفرط از كسيختگی خانواده

5-  احساس ترس از قرار گرفتن در برابر يك شر و خطر احتمالی مثل فوت / يا بيماری نزديكان

پيشگيری و درمان :

1)از آنجا كه يكی از عوامل ايجاد كننده اضطراب ، ياد گيری از مـحـيـط و اطرافيان است ( رفتار اكتسابی ) بايد در جلسات يا كلاس های آموزشی ، والدين و خانواده را مطلع كرد و در صورت ابتلای هر كدام از افراد خانواده ، او را مورد درمان قرار داد .  

2) روان درمانی و دارو درمانی ( توسط متخصصين )

 

 

نحوه برخورد با مشكل

( راه كار مداخله ی مناسب در مدرسه )

1)  پيشگيری  از اقدامات اضطراب زا در كلاس

2)  استفاده از تصوير سازی ذهنی و كوچك كردن موقعيت / اضطراب زا

3)  آموزش تنفس عميق

4)  ترغيب به ورزش

5)  مثبت اندیشی

 

 

 

 

 

 

 

 

    فرار از خانه و مدرسه  

علل :

1)   فضای روانی و عاطفی خانوداه

2)   الگوی ناسالم همسالان  

3)   عدم ثبات قوانين و معيارهای اخلاقی در محيط خانه ، مدرسه و عدم حمايت های عاطفی خصوصاً از سوی اعضای خانواده ، همچنين نبود فرد يا افرادی كه سرپرستی و نظارت مدبرانه روی نوجوان داشته باشند.

4)   مشكلات تحصيلی ، جاذبه های شهری ، فقر مالی ، اعتياد والدين ، اختلاف با نامادی و ناپدری

5)  شكاف بين نسل ها ، تعارض و برخورد های ميان والدين و نوجوان

نحوه ی برخورد با مشكل :

1)   توجه به تفاوت های فردی دانش آموزان

2)   توجه به مشكلات دوره ی بلوغ و نيازهای دانش آموزان

3)   بررسی دلائل غيبت

4)   تعيين حدود آزادی نوجوان و ميزان كنترل متعادل آنها در معاشرت با دوستان و  اوقات فراغت و تفريحات سازنده

5)  از بين بردن فاصله های عاطفی بـيـن والـديـن و مربیان ، با نوجوان و ايجاد زمينه ای برای گفتگو و طرح مشكلات آنها

6)  تغيير تصوير ذهنی نوجوان از خودش با تغيير نگرش اعضای خانواده و اوليای مدرسه ، تا او بتواند تصويری معقول از خود و شخصيت خود داشته باشد .

 

 

  كم رويی  

علل :

1)   محروميت از محبت خانوده

2)   نقص عضو يا بيماری های جسمی

3)  اختلال در گويش و تكلم

4)  شكست های متعدد و تحقير شدن نوجوان در حضور جمع

5)  عدم امنيت روانی در محيط خانه و مدرسه

6)  تنبيه ، توبیخ و  سرزنش دانش آموزان

7)  كنترل شديد تربيتی

 

نحوه برخورد با مشكل   

1)   شركت دادن دانش آموزان در كارهای گروهی و فوق برنامه های مدرسه

2)   دادن مسئوليت به وی

3)  تشويق كلامی و غير كلامی به موقع

4) شناسايی توانمندی ها و نكات مثبت فرد و تقويت آنها

5) عدم سرزنش در جمع خانواده و مدرسه

6)  ايجاد آمادگی لازم جهت جرأت ورزی در ابراز و بيان عقايد خود ، همچنين پذيرش نظرات مخالف از طرف ديگران

7)  حمايت های عاطفی در جهت تقويت اعتماد به نفس در نوجوان

 

 

 

 

 

 

 

 

  كم توجهی به درس

( بی علاقه گی به انجام تكاليف درسی )

  يكی از دلائل بی توجهی به درس ، احساس بی تفاوتی و عدم حضور روانی در كلاس درس است . بديهی است كه دانش آموزانی كه در فرايند تدريس احساس بودن نكنند به طور ناخود آگاه نسبت به فعاليت های كلاس بی دقت می شوند . پس اگر معلم بخواهد توجه دانش آموزان را در كلاس جلب نماید بايستی احساس حضور دانش آموزان را افزايش دهد .

چگونه می توان اين حس را در دانش آموزان ايجاد و تقويت كرد ؟

روش های پيشنهادی :

1) استفاده از روش های مشاركتی و فعال در دانش آموزان :

اين روش ها به طور حتم دانش آموزان را تحريك می كند و بدون وجود آنها فرآيند تدريس استمرار نخواهد داشت . در اين روش دانش آموزان احساس مسئوليت كرده و در مناسبت های گروهی شركت می نمايند . لذا حضور فعال آنان موجب افزايش دقت و توجه به مفهوم درس می شود .

2)استفاده از شيوه های ارزشيابی مستمر :

يكی ديگر از عوامل مهم كاهش توجه ، عدم انعكاس عملكرد دانش آموزان است . اگر در فرآيند تدريس به طور مستمر فعاليت های دانش آموزان را ارزشيابی كنند و به صورت کوییز همواره كيفيت ياد گيری آنان را كنترل نمايند . مشكل عدم توجه به درس كاهش پيدا می كند

3) استفاده از روش های اكتشافی در فرآيند تدريس

ويژگی مهم روش های اكتشافی ، ايجاد جـذابـيـت در دانش آموزان است . زيرا آنان روحيه ی جستجو گری داشته و دوست دارند بر اثر تجربه و فعاليت ، به مفاهيم جديد پی ببرند ، اين روحيه در تدريس اكتشافاتی تقويت می شود .

 

 

 

 

 

 

 

دروغ گويی

علل دروغ گويی :

1)  شايع ترين علت دروغ گويی آن است كه دانش آموز برای فرار از تنبيه و مجازات كار اشتباهی كه انجام داده است دروغ می گويد ، اغلب دانش آموزانی كه والدين سخت گير دارند از ترس مجازات به اين ترفند توسل می شوند .

2)   ممكن است دانش آموز به دليل تنفر يا حسادت نسبت به همكلاسی خود دروغ بگويد .

3)  بعضی دانش آموزان به دليل خود كم بينی و بزرگ جلوه دادن خود به دروغ گويی متوسل می شوند .

4)  گاهی دروغ به صورت يك عادت در نوجوان ديده ميشود ، يعنی خود به دروغ گفتن عادت پيدا می كند .

نحوه برخورد با مشكل :

1)  از سخت گيرهای بی جا و بی مورد در مدرسه و خانه پرهيز كنيم تا دانش آموز هميشه واقعيت را بپذيرد و همان را تحويل ما دهد .

2) ايجاد محيطی امن و آرام و بدون تنبيه جهت بيان واقعيت توسط دانش آموز

3)  ياد آوری نقاط ضعف دانش آموز به او بدون آنكه باعث ايجاد حس حقارت در او شويم

4)  تقويت نقاط قوت در دانش آموز يعنی به او اعتماد به نفس دهيم تا بتوانيم توانايی های خود را افزايش دهد .

5) بحث گروهی با دانش آموزان درباره ی علل دروغ گويی و بررسی نتايج آن و استفاده از نظرات دانش آموزان در تغيير رفتار

6) توصيه های تربيتی برای خانواده

 

 

 

 

 

 

 

  خشم و پرخاشگری  

علائم و نشانه ها :

1)  پرخاشگری فيزيكی

2)  صدمه رساندن به خود و ديگران

3)  صدمه رساندن به اموال ديگران با هدف آزاد رساندن

4)  فحش و ناسزا گفتن به ديگران

5)  مسخره كردن با هدف آزار رساندن

6)  نياز به جلب توجه و پذيرش

نحوه برخورد با مشكل :

1)  معلمين هيجانات و خشم خود را كنترل نمايند .

2)  توجه كافی به تفاوت های فردی دانش آموزان با مطالعه ی دقيق سوابق دانش آموز

3) پرهیز از تنبيه دانش آموز ، پرهيز از پيش داوری و قضاوت بی مورد

4)  شناخت كافی نسبت به ويژگی های دوران نوجوانی و بلوغ

5)  پذيرش بدون قيد و شرط و توجه كافی از ناحيه معلم

6)   همدردی ، مهر محبت ، تلقين و تذكر مثبت ، بيان گفتاری نرم ، ابراز عاطفه ، سكوت از طرف معلمين و اولياء دانش آموزان

 

 

افسردگی  

علل افسردگی :

1)  محيط : محيط شامل عوامل هيجانی و عوامل فيزيكی است مانند جدايی ، مرگ والدين ، تغيير محل سكونت ، فقر و......

2)  بيماری جسمانی : ممكن است موجب بروز مشكلات عملی و عاطفی شوند

3) معلوليت جسمی : در برخی از افراد معلوليت های جسمی می تواند موجب اختلال هيجانی شود .

4) محروميت وكمبود ها : شامل محروميت های اجتماعی و اقتصادی و عاطفی

 

علائم و نشانه ها :

1)  گوشه گيری و كناره گيری از جمع

2)   عدم مشاركت فعال در گروه های دانش آموزی

3)  فقدان انگيزه برای فعاليت

4)  رفتارهای بی ثبات

5)   كاهش اعتماد به نفس

6)   افكار خود كشی گرايانه

7)  بدبينی

8)  عدم تحمل ديگران

9)   افت تحصيلی

 نحوه برخورد با مشكل :

1)   نشاط و شادابی در وجود خود معلم

2)   ايجاد زمينه ی مشاركت دانش آموز متناسب با توانمندی و علايق اش

3)   ايجاد شرايطی كه دانش آموز موفقيت را تجربه كند

4)   پرهيز از تحقير دانش آموز

5)  نقش حمايتی معلم برای دانش آموز افسرده

6)  ايجاد زمينه های شادی و نشاط در كلاس درس

 

 

 

 

 

 

  عدم اعتماد به نفس

علل عدم اعتماد به نفس :

1) وقتی به نوجوان توجه كافی نداشته باشيم آنها را جدی نگيريم و همچنين مراقبت های عاطفی لازم رانسبت به آنها مبذول نكنيم . زمينه های عدم اعتماد به نفس را در آنها ايجاد خواهيم كرد

2)  عدم احساس ارزشمند بودن ، اعتماد به نفس نوجوان را كاهش داده و به تدريج در مورد توانايی های خود دچار ترديد می شود .

3)  تصوير ذهنی مبهمی كه گاه والدين و اوليای مدرسه پيش چشم نوجوان به نمايش می گذارند . اين باور را در او به وجود می آورد كه در آينده فرد موفقی نخواهد شد .

نحوه برخورد با مشكل :

1)   همدلی ، محبت ، درك صحيح از دوران بلوغ ، حمايت و پشتيبانی های درست و منطقی در بعد مادی ، معنوی و ايجاد حس موفقيت در نوجوان در دوران بلوغ برای پيشگيری از عدم اعتماد به نفس مهم و اساسی می باشد .

2)  نوجوان را تشويق كنیم كه احساسات مثبت و منفی خود را بروز دهد تا ما بتوانيم با همراهی و كمك خود او واكنش های سازگارانه ای را نسبت به رفع اثرات نا كامی در او به وجود بياوريم .

3)   تنبيه ، توبيخ ، سرزنش های مستمر ، انتقاد و خرده گيری های بی مورد سبب كاهش اعتماد به نفس شده و بر عكس توجه به نقاط مثبت شخصيت او باعث تقويت عزت نفس نوجوان خواهد شد .

4)   جلب توجه او به تفاوت های فردی و اينكه قادر است توانمندیهای مختلفی را بر اساس ويژگی های فردی خود كشف كرده و آنها را به كار گيرد .  

 نقش معلمين در كاهش اضطراب دانش آموزان در امتحان و پرسش

  تعداد زیادی از معلمین به جلسه پرسش کلاسی و امتحان به عنوان وسیله انتقام از دانش آموز نگاه می کنند که در نهایت منجر به کسب نمره های بد دانش آموز و تنبیه و معرفی به دفتر و والدین می شود و از همه مهمتر مدرسه را به عنوان محیطی پر اضطراب و استرس به دانش آموز معرفی می کند ...

1 – جلسة امتحان دادگاه حسابرسي نيست و امتحان انتقام نيست.

2 – قبل از اتمام كلاسها و شروع امتحانات به دانش اموزان اطمينان بدهيد و انها را از امتحان نترسانيد .

3- به دانش اموزان بگوييد كه به سوالات پاسخ دهند .

4- قبل از امتحانات اصلي از امتحانات مستمّر و خود آزمايي به منظور آشنا كردن دانش اموزان با سؤالات و نحوه امتحان استفاده گردد.

5- از ايجاد رقابت ناسالم در ميان دانش آموزان اجتناب شود.

6- هدف امتحان بايد ارزيابي دانسته هاي دانش آموزان باشد ، نه ندانسته هاي آنان.

7- از انتظار وتوقّع بيش از حدّ در طرح سؤالات امتحان اجتناب نماييد.

8-در طرح سوال ،اصول سنجش و اندازه گيري خصوصاً سطح دشواري سوالات را رعايت نماييد .

9- در ارزشيابي ميزان ياد گيري دانش آموزان نبايد فقط نمره امتحان را ملاك و معيار قرار داد و از ديگر شيوه هاي ارزشيابي نيز استفاده كنيد وسعي نمايند . سٌوالات دشوار را در شماره هاي آخر قرار دهيد .  

 

 

 

 

منابع و مأخذ

 

1- مقدسی پور ، علی ؛ اصول و روشهای آموزش مفاهیم دینی به کودکان ، ماهنامه معرفت ، شماره 75  

2- باهنر ، ناصر ؛ آموزش مفاهیم   همگام با روانشناسی رشد ، شرکت چاپ و نشر بین الملل ، پاییز 1380   

3 - مطهری ، محمد رضا ؛ کودک و آسیبهای اجتماعی ، ماهنامه پیام زن ، ش 119    
 

نفاق

در مورد انفاق توضیح دهید؟ (از آیات متعدّد جزوه پنجم)

ادا کردن حقّ هر چیزی را انفاق می‏گویند. انفاق در فقه اسلامی دو نوع است. انفاق واجب و انفاق مستحب. انفاق واجب، پرداختن حقوقی است که واجب النّفقه انسان بر گردن انسان دارند. (واجب النفقه انسان عبارتند از: زن انسان (مطلقاً)؛ و پسر تا زمانی که خودش توانایی کسب ندارد، و دختر تا زمانی که ازدواج نکرده است، و پدر و مادر اگر که نمی‏توانند خودشان زندگیشان را اداره کنند.) انفاق مستحب، پرداختن به امور افراد دیگر غیر از واجب النّفقه‏های انسان است. مثلاً آشنایان محتاج یا همسایگان و دوستان.

برخلاف آنچه در ذهن ماست که انفاق فقط از مال معنا دارد، در قرآن کریم مکرّر دستور داده شده است که از آنچه روزیتان کرده‏ایم، اعمّ از مال و ثروت، علم، وقت و...) انفاق کنید. لذا به تعبیر قرآن (ما انفقتم من خیرٍ) از هرچیز خوبی می‏شود در درجه اوّل واجب النّفقه را برخوردار کرد و سپس انفاق مستحبّی نمود. تمام فقهای شیعه فتوا داده‏اند که توسعه دادن مال و ثروت برای اینکه انسان برای واجب النفقه وسعت بیشتری ایجاد کند و به انفاق مستحبّی بیشتری بپردازد؛ مستحب است.

آداب انفاق را توضیح دهید؟(از آیات متعدّد جزوه پنجم)

1ـ انفاق باید بدون منّت باشد.

2ـ بعد از انفاق، نباید آن محتاج را مدیون قلمداد کرد و او را اذیت نمود.

3ـ باید آبروی سائل را حفظ کرد و مورد انفاق را در همه جا بیان ننمود. (پرده پوشی کرد.)

4ـ نباید به قصد نشان دادن به دیگران انفاق نمود.

5 ـ از همه مهمتر باید در راه خدا (فی سبیل الله) این کار را انجام دهد. یعنی مطلق عطاء کردن انفاق کامل نیست بلکه با این اِعطاء باید در مورد خودش یا منفقٌ علیه، راهی به سوی خدای متعال باز شده باشد. به این معنا که اگر رفع تنگدستی از منفقٌ علیه شده است، حالا جری بر گناه نشود بلکه با خیال آسوده بتواند در مسیر معنویات موفّق شود و اگر انفاق از علم و وقت و ... هم می‏نماید برای موفّق نمودن مردم به رفتن راه خدا باشد و خود انفاق کننده هم به گونه‏ای انفاق کند که از فایده‏های انفاق برخوردار شود.   

فایده‏های انفاق کردن برای منفِق چیست؟(از آیات متعدّد جزوه پنجم)

1ـ فایده اخروی آن توسّط مخلوق قابل احصاء نیست. (لهم اجرهم عند ربّهم)

2ـ خوف و حزن را از او دور می‏کند. به عبارتی به مرور به مرتبه شبیه به اولیاء خدا می‏شود. چه آنکه در مورد اولیاء خدا هم گفته شده است که (لاخوف علیهم و لا هم یحزنون)

3ـ باعث تثبیت صفات خوب در روح انسان می‏شود. (ت‍ـثبیتاً من أنفُسِـهِم)

4 ـ آنچه را که انفاق کرده‏اند(چه مال و ثروت باشد، چه علم، چه آبرو و ...)، زیادتر می‏شود. (فآتت اکلها ضعفین)

5 ـ اثر انفاق به خود انفاق کننده برمی‏گردد. (و ما تُنفقوا من خیر فلانفسکم)

6 ـ نشانگر اینکه انفاق کننده دنبال راه خدا هست که در راه او از ما یملکش گذشت می‏کند. (و ماتنفقون الاّ ابتغاء وجه الله)

7ـ اصل آنچه را هم انفاق کرده‏ایم دوباره به ما باز می‏گردانند. (ما تُنفقوا مِن خیرٍ یوفّ الیکم)

چه چیزهایی شیطانی است؟ (بقره268)

ملاکی که برای تمییز و فهمیدن فرق بین وساوس شیطانی با وساوس نفسانی به ما داده‏اند این است که نفس انسان را به راحت طلبی وسوسه می‏کند. مثل خوابیدن و خوردن و ... امّا شیطان، انسان را به سختی می‏اندازد و نمی‏خواهد انسان آرامش داشته باشد. مثل دعوا کردن یا وسواس در پاکی و نجاست. لذا اگر تحقیقی در آیات و روایات داشته باشیم می‏بینیم با همین ملاک، مصادیقی از وسوسه‏های شیطانی عنوان شده است و صریحاً گفته شده که این از ناحیه شیطان است. مثلاً «الشّیطان یعدکم الفقر» شیطان شما را به نداشتن وسوسه می‏کند.(اعمّ از نداشتن اراده، نداشتن ثروت، نداشتن امید و...) یا مثلاً جای دیگر فرموده:«إِنَّ الشَّيْطانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ» شیطان روابط میان شما را برهم می‏زند که این طبیعتاً ناراحتی دارد.

یا در روایت داریم: «الْغَضَبَ جَمْرَةٌ مِنَ الشَّيْطَانِ‏» که طبیعتاً غضب راحتی ندارد. یا «الْعَجَلَةُ مِنَ الشَّيْطَانِ» که عجله هم استرس آور است و ناراحت کننده یا کثیرالشّک بودن در نماز که نمازگزار را زجر می‏دهد از ناحیه شیطان است«إِذَا كَثُرَ عَلَيْكَ السَّهْوُ فَامْضِ فِي صَلَاتِكَ فَإِنَّهُ يُوشِكُ أَنْ يَدَعَكَ إِنَّمَا هُوَ مِنَ الشَّيْطَانِ» حتّی نگاه به حرام که به ظاهر ممکن است ناراحتی در آن نهفته نباشد، نهایتاً باعث ناراحتیهای جسمی و روحی خواهد بود، لذا فرموده‏اند: «النَّظَرُ مِنَ الشَّيْطَان» و با همین ملاک سایر موارد وسوسه‏ها هم قابل تشخیص است.

حکمت چیست؟ (بقره269)

حکمت یعنی چیزی که پشتوانه محکم دارد. در اصطلاح هر کدام از احکام که به معارف قطعی و حقایق متقن متّصل باشد را حکمت می‏گویند. (معارفی که از ناحیه معصومین باشد نه از ناحیه صوفیه و فلاسفه و با فکر بشری) حکمت به کسانی داده می‏شود که از راهی که خدای متعال معیّن کرده است، یعنی از طریق تعلّم در محضر حجّت زمان خودشان، به دنبال کسب معارف بروند. لذا به لقمان درست به همین طریق حکمت داده شده است. (وَ لَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الْحِكْمَة) و در زمان ما هم اگر کسی از راه غیر اهل بیت علیهم السّلام و با اتّکای به فکر بشری بخواهد معارف را به دست آورد به انکار اهل بیت منجر می‏شود و انکار اهل بیت علیهم السّلام هم انسان را به انکار خدای متعال می‏رساند.

خدای متعال همه حکمت را در وجود مقدّس حضرت زهرا سلام الله علیها قرار داده است و لذا به ایشان «کوثر» یعنی خیر کثیر گفته شده است. در حقیقت به هر کس حکمت داده شود به او خیر کثیر یعنی خیری از ناحیه حضرت زهرا سلام الله علیها داده شده است. آری! حتّی در روایت آمده است که «ما تكاملت النبوة لنبي حتى أقر بفضلها ومحبتها» نبوّت (که یکی از شئون آن حکیم شدن است) برای هیچ پیامبری کامل نشد، مگر زمانی که به برتری فاطمه زهرا سلام الله علیها اقرار نمود و محبّتش را در دل داشت.

آنچه در روایات در مورد «حکمت» گفته شده و  همه مصداقی برای این معناست که عرض کردیم. یعنی «آنچه پشتوانه‏اش وحی الهی است.» لذا در ذیل این آیه آمده است که: «حکمت، اطاعت خدا و معرفت امام است.»

آیا صدقه دادن برای توبه مؤثّر است؟ (بقره271)

بله! در آیات متعدّد به این معنا تکیه شده است که یکی از عوامل مؤثّر در پذیرفته شدن توبه، صدقه دادن است. آیه 271 سوره بقره هم از آن جمله است که می فرماید: «از اثرات صدقه این است که گناهان شما را می‏زداید.»

در داستان «ابولبابه» هم که از امام باقر عليه السّلام روايت شده به تأثیر صدقه در پذیرفته شدن توبه اشاره شده است. ماجرا از آنجا شروع شد که ابولبابه که طرف مشورت یهودیان بنی قریظه قرار گرفته بود یک لحظه با گفتن سخنی نامربوط مبنی بر اینکه: اگر به حكم رسول خدا صلّى الله عليه و آله تن دهيد كشته خواهيد شد، به مسلمانها خیانت کرد؛ امّا بعد پشیمان شد و خود را به یکی از ستونهای مسجد پیامبر که امروز به ستون ابولبابه یا ستون توبه معروف است با طناب بست و عهد کرد که تا زمانی که پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم او را نبخشند، خودش را از ستون باز نکند. پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند که در این مسأله باید خدای متعال دستوری عنایت کند. بعد از مدّتی با نزول آیه 102 سوره توبه یعنی «وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلاً صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ» توبه ابولبابه پذیرفته شد.

ابولبابه از پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم در خواست کرد که اموال او را به شکرانه پذیرفته شدن توبه‏اش از او بگیرند و صدقه بدهند، امّا خدای متعال به پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم دستور داد که یک سوم اموال او را بگیرد و ما می‏دانیم که این مقدار از اموال شامل زکات نمی‏شود و بلکه نوعی صدقه مستحبّی برای تثبیت توبه در روح انسان است. این آیه در همین مورد نازل شده است و نشانگر آن است که صدقه در پذیرش توبه و تثبیت آن نقش به سزایی دارد: «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَ اللَّهُ سَميعٌ عَليم‏»

از اموال آنان صدقه‏اى بگير تا به وسيله آن پاك و پاكيزه‏شان سازى، و برايشان دعا كن، زيرا دعاى تو براى آنان آرامشى است، و خدا شنواى داناست.

 

 

اثار نماز

آثار نماز و پاداش نمازگزاران

جلب رحمت خدا

طلب ياري از نماز

آرامش

بازداشتن از فحشا و منكر

همراهي خدا با نمازگزاران

ولايت نمازگزاران

هدايت براي نمازگزاران

انذار براي نمازگزاران

رستگاري براي نمازگزاران

پاداش

امان در سايه ي نماز

 

 

جلب رحمت خدا

خداوند در سوره ي نور مي فرمايد: وَ اقيمُواالصَّلاةَ وَ اتواالزَّكاة وَ اَطيعُواالرَّسوُلَ لعَلكُمْ ترْحَمُونَ. (نور/ 56) " و نماز را بر پا داريد و زكات بدهيد و رسول را اطاعت كنيد تا مشمول رحمت شويد."

خداوند در اين آيه اولين شرط براي داخل شدن در رحمت را برپايي نماز برمي شمارد.

 

طلب ياري از نماز

وَاستعينُوا بِالصَّبْرِ والصَّلاةِ وَ اِنَّها لكبيرِةٌ اِلاّ عَلي الخاشِعينَ. (بقره/ 45) " و از صبر و نماز ياري بجوييد و اين كار جز از براي خاشعان گران است."

كلمه استعانت به معناي طلب كمك است و اين هنگامي است كه انسان به تنهايي نمي تواند مشكلي را به دلخواه حل كند. چرا كه در حقيقت ياوري جز خداي يگانه وجود ندارد. اين دو، بهترين وسايل براي پيروزي هستند. چون صبر هر بلايي را هر چند عظيم، كوچك و ناچيز مي كند و نماز كه التجاء به خدا است، ايمان را در درون زنده ساخته و به آدمي مي فهماند كه به جايي تكيه دارد كه انهدام ناپذير است و به ريسماني دست زده كه پاره شدني نيست و به اين ترتيب با ايجاد پايگاه دروني و تكيه گاه بروني كه براي پيروزي برمشكلات لازم است، راه غلبه بر گرفتاريها آسانتر مي شود و نيز مي فرمايد: يا اَيُّها الَّذينَ آمَنُوااسْتعينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلوةِ اِنَ الله مَعَ الصّابِرينَ. (بقره/ 153) " اي كساني كه ايمان آورده ايد از صبر و نماز استعانت جوئيد كه خدا با صابرين است."

در اين آيه نيز براي پيروزي بر مشكلات به ياري جستن از يكي از بزرگترين ملكات (صبر) و يكي از بزرگترين عبادات (نماز) دعوت مي كند.

 

آرامش

خداوند در سوره رعد فقط ياد خدا را آرام بخش دلها مي داند: اَلا بِذكرِ اللهِ تطمَئِنُّ القلوبُ (رعد/ 28) "آگاه باشيد كه تنها ياد خدا آرامش بخش دلهاست. در سوره ي طه، هنگام اولين وحي به موسي(ع) مي فرمايد: … وَاَقِمِ الصَّلوةَ لِذِكْري (طه / 14) "… و نماز را براي ياد من به پادار." و اين گونه نماز را از مظاهر ياد خود برمي شمارد. حال چرا در دل چنين كساني ترس و غم جاي داشته باشد. اِنَّ الَّذينَ امَنُوا وَ عَمِلُواالصّالِحاتِ وَ اَقامُواالصَّلاةَ وَ اتُواالزَّكاةََ لَهُمْ اجْرُهُمْ عِنْدَ رَبّهِمْ وَلا خَوْفٌ عَليْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ. (بقره/ 277) "كساني كه ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند و نماز برپا داشتند و زكات را پرداختند اجرشان نزد پروردگارشان است و نه ترسي بر آنهاست و نه غمگين مي شوند."

براي مردم با ايماني كه با نماز ياد خدا را زنده نگه مي دارند و با پرداخت زكات از بروز اختلاف طبقاتي جلوگيري مي كنند، آرامشي است كه ديگران از دركش عاجزند و پاداشي كه فقط نزد پروردگار است.

 

بازداشتن از فحشا و منكر

… وَ اَقِمِ الصَّلاةَ اِنَّ الصُّلاةَ تنهي عَنِ الفحشاءِ وَالمُنكَرِ وَ لَذِكرُاللهِ اَكْبَرُ واللهُ يَعلمُ ما تصنعُون.(عنكبوت/45 ) "… و نماز را برپا دار كه نماز انسان را از زشتي ها و منكرات باز مي دارد و ذكر خدا بزرگتر است و خدا به هر چه كنيد آگاه است."

طبيعت نماز از آنجا كه انسان را به ياد نيرومندترين عامل بازدارنده يعني اعتقاد به مبدأ و معاد مي اندازد، داراي اثر بازدارندگي از فحشا و منكر است. نماز، كسي را كه به انواع وسايل هوسراني مجهز و پايه هاي حكومت غرايز طغيانگر در كانون وجودش مستحكم و پابرجاست و براي آنها مرزي نمي شناسد، كنتر ل مي كند. در هر روز پنج بار اداي نماز كردن، صبح بعد از برخاستن از خواب (كه انسان از همه چيز غافل است)، وسط روز (هنگامي كه غرق در زندگي مادي است)، در پايان روز و آغاز شب، مي تواند جامعه اي صالح ايجاد نمايد. نمازي كه براي انجام آن از ابتدا، انسان خود را از هرگونه آلودگي پاك كرده و حرام و غضب را از خود دور مي سازد و با حمد، تسبيح، تكبير و سلام بر بندگان صالح خدا، خدا، مقام اولياء، درجات مردان خدا، عذاب الهي، كيفر خطاكاران، حسابهاي دقيق و بي اشتباه روز رستاخيز را به ياد مي آورد و با قيام در مقابل خدا، او را از هر چيز برتر و بالاتر مي شمرد و با ياد نعمتهايش او را سپاس مي گويد و از او صراط مستقيم را مي طلبد، بدون شك انسان را متوجه جهان معنوي كرده و در درونش جنبشي به سوي حق و پاكي پيدا مي شود و او را از خودخواهي و دنياپرستي باز مي دارد و با تواضع در مقابل ذات لايزال الهي، عشق به جاه و مقام، كنار مي رود. نمازگزار با توجه به معاني آياتي كه در نماز مي خواند، قهراً از مواعظش پند گرفته، به امر و فرمانش تن داده و خود را از گناهان باز مي دارد. مسلماً ذكري كه متضمن ياد خدا و خشوع در برابر او و تلاوت قرآن (كه بر وعده ثواب، عذاب و هدايت مشتمل است) مي باشد با گناهان سازش ندارد. البته ميزان اثر نماز به درجه خلوص نمازگزار بستگي دارد و اين كه چه مقدار موانع را از بين برده باشد. بديهي است هر چه موانع بر سر راه ارتباط انسان با خدا كمتر باشد، اثر آن بيشتر و بر عكس هر چه موانع بيشتر باشد، اثر نماز كمتر است. چرا كه بازدارندگي از گناه، اثر طبيعي نماز است.

اِنَّ الاِنسانَ خلِقَ هَلوعاً. اِذا مَسَّهُ الشرُّ جَزُوعاً. وَ اِذا مَسهُ الخَيْرٌ مَنوعاً. اِلاّ المُصَلينَ. الَّذينَ هُمْ عَلي صَلاتِهِمْ دائِمُون.(معارج/ 19 تا 23) "انسان، حريص و كم طاقت آفريده شده – هنگامي كه بدي به او رسد بي تابي مي كند. و هنگامي كه خوبي به او رسد مانع ديگران مي شود. مگر نماز گزاران. آنها كه نماز را مرتباً به جا مي آورند."

انسان، حريص و كم طاقت و خودخواه است. در بديها بي تابي مي كند و خوبيها را منحصراً براي خود مي خواهد؛ مگر نمازگزاران كه نمازشان و ارتباطشان با خالق يكتا، آنها را از هر فحشاء و منكري باز مي دارد: وَالَّذينَ هُمْ عَلي صَلاتِهِمْ يُحافِظونَ. (معارج / 34) " و آنها كه بر نماز مواظبت دارند."

نمازگزاراني كه نماز را با حفظ ظاهر آن (آداب، شرايط، اركان و خصوصيات آن) و حفظ روح آن (حضور قلب) به طور دائم مي خوانند.

 

همراهي خدا با نمازگزاران

"وَ لقَدَ اَخذاللهُ ميثاقَ بَني اِسْرائيلَ وَ بَعَثنا مِنهُمْ اثنيْ عَشَرَ نقيباً وَ قالَ اللهُ اِنّي مَعَكُمْ لَئِنْ اَقَمتمُ الصَّلاةَ. (مائده / 12) " و خدا از بني اسرائيل پيمان گرفت و از آنها دوازده رهبر و سرپرست برانگيختيم و خداوند گفت من با شما هستم اگر نماز را بر پا داريد… ."

در اين آيه حمايت و همراهي خدا از بني اسرائيل را مشروط به شروطي مي كند كه اولين آنها بر پاداشتن نماز است. يعني تا وقتي كه نماز را برپا دارند مشمول حمايت خداوند مي شوند و ترك نماز، ترك هدايت خداوند را در پي دارد. اين معنا مي تواند شامل تمام نمازگزاران و تاركان نماز نيز باشد.

 

ولايت نمازگزاران

" اِنَّما وَليُّكمُ اللهُ و رسولهُ والَذينَ يُقيمونَ الصَّلاةَ و يُوتونَ الزَّكاةَ و هُمْ راكِعونَ." (مائده/ 55) "سرپرست و رهبر شما تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آورده اند و نماز را برپا مي دارند و در حال ركوع، زكات مي پردازند."

سرپرستي و رهبري جامعه ي اسلام از آن خدا و پيامبر اوست و نيز از آنِ مؤمنيني كه براي خدا و اتصال به سرچشمه ي فيوضات الهي، نماز را بر پا مي دارند و هنگام ركوع زكات مي دهند.

 

هدايت براي نمازگزاران

"اِنَّما يَعْمُرُ مَسجدَاللهِ مَنْ امَنَ بِاللهِ اليوم الاخِرِ و اَقامَ الصَّلاةَ و اتي الزَّكاةَ و لم يَخْشَ اِلاّ اللهَ فَعَسي اُولئكَ اَنْ يِكونُوا مِنَ الْمُهتدينَ." (توبه / 18) "مساجد الهي را تنها كسي آباد مي كند كه ايمان به خدا و روز قيامت آورده و نماز را برپا دارد و زكات را بپردازد و از چيزي جز خدا نترسد، ممكن است چنين گروهي هدايت يابند."

هدايت ممكن است براي گروهي باشد كه علاوه بر ايمان به خدا و روز قيامت، اهل اقامه نماز و پرداخت زكات و خشيت از خدا باشند. ايماني كه فقط ادعا نباشد بلكه در عمل ثابت شود و فقط چنين كساني براي عمران مساجد محق هستند.

انذار براي نمازگزاران

"… اِنَّما تنذِرالَذينَ يَخشونَ رَبَّهمْ بالغيبِ و اَقامواالصَّلاةَ و منْ تزكي فَانّما يَتزكي لِنفسه و الي الله المصيرُ." (فاطر / 18) " … تو فقط كساني را انذار مي كني كه از پروردگار خود در پنهاني مي ترسند و نماز را برپا مي دارند و هر كس پاكي پيشه كند نتيجه ي آن به خودش باز مي گردد و بازگشت به سوي خداست."

اي پيامبر انذارهاي تو نسبت به مكذّبان تو محقق نمي شود. زيرا كه دلهايشان مُهر شده است و سخن الهي تنها در دلهاي آماده اثر مي گذارد و تا در دلي خوف خدا نباشد و در نهان و آشكار، مراقبت يك نيروي معنوي را بر خود احساس نكند و با انجام نماز كه قلب را زنده مي كند و به ياد خدا مي دارد، به آن كمك نرساند؛ اين آمادگي حاصل نخواهد شد. آنها كه روح و قلبشان مملو از خشيت و ترس آميخته با عظمت خداست و با برپايي نماز، عملاً او را عبادت و پرستش مي كنند. 

رستگاري براي نمازگزاران

" قَدْ اَفلحَ منْ تزكي. وَ ذَكرَ اسْمَ رَبِّه فَصَّلي. (اعلي/ 14 و 15) " مسلماً رستگار مي شود كسي كه خود را تزكيه كند – و نام پروردگارش را به ياد آورد و نماز بخواند."

در اين آيات سه چيز را عامل رستگاري مي داند، تزكيه، ذكر نام خداوند و سپس به جا آوردن نماز. در اينجا پس از ذكر نام خداوند، بجا آوردن نماز را ذكر مي كند. زيرا نمازگزار تا به ياد خدا نباشد و نور ايمان در دلش پرتوافكن نشود به نماز نمي ايستد. به علاوه، نمازي ارزشمند است كه توأم با ذكر و ياد او باشد.

پاداش

"رِجالٌ لا تلهيهم تِجارةٌ ولابَيعٌ عن ذِكراللهِ و اَقامِ الصَّلاةِ و ايتاءِ الزَّكاةِ يخافونَ يَوماً تتقلبُ فيه القلوبُ والابْصارُ.  لِيجزيهمُ اللهُ اَحسنَ ما عملوا و يزيدهُمْ مِنْ  فَضله …"(نور/ 37 و 38) " مرداني كه هيچ كسب و تجارتي آنان را از ياد خدا غافل نگرداند و نماز به پا دارند و زكات بدهند  و از روزي كه دلها و ديده ها در آن روز حيران و مضطرب است، ترسان و هراسانند – تا خدا در مقابل بهترين اعمال ايشان جزاء و ثواب عطاء فرمايد و از فضل و احسان خويش بر آنها بيفزايد…"

 و نيز مي فرمايد: " لكنِ الراسخُونَ فِي العلمِ منهمْ والْمؤمنونَ يُؤمنونَ بما اُنزلَ اِليكَ و ما اُنزلَ من قبلكَ والْمقيمينَ الصَّلاةَ والْمؤتونَ الزَّكاةَ والمؤمنونَ باللهِ واليومِ الاخرِ اُولئكَ سَنؤتيهم اجراً عظيماً." (نساء / 162) "اما آنهايي كه علم در دلهايشان رسوخ يافته و ايمان دارند به آنچه بر تو نازل شده و به آنچه پيش از تو نازل گرديده ايمان مي آورند و نماز را برپا مي دارند و زكات مي دهند و به خدا و روز قيامت ايمان آورده اند به زودي به آنان پاداش عظيمي خواهيم داد". پاداش عظيم و افزون كه از فضل خدا بر آن افزوده مي شود؛ براي مؤمنان به خدا و رسولش و آنچه بر او نازل شده و ترسان از روز قيامت است كه علاوه بر آن، نماز را نيز اقامه كرده و زكات مي پردازند.

امان در سايه ي نماز

" فَاذا نسلخَ الأشهُرُ الحُرُمُ فَاقتلواالْمُشركينَ حيثٌ و جَدْتُّموهمْ و خُذوهمْ واحصُروهمْ وَاقعُدوا لهم كلَّ مَرْصدِ فَانْ تابُوا و اَقامُواالصَّلاةَ و اتواالزَّكاةَ فَخَلوا سبيلهمْ اِنَّ الله غفورٌ رحيمٌ." (توبه/ 5) " هنگامي كه ماههاي حرام پايان گرفت مشركان را هر كجا بيابيد به قتل برسانيد و آنها را اسير سازيد و محاصره كنيد و در هر كمين گاه بر سر راه آنها بنشينيد، هر گاه توبه كنند و نماز را بر پا دارند و زكات را بپردازند آنها را رها سازيد بدرستي كه خداوند آمرزنده و مهربان است.

نماز، علاوه بر اين كه براي مؤمنان نمازگزار آثار فراواني دارد، براي مشركان نيز مأمن امني به شمار مي رود؛ اگر توبه كنند و نماز را به پا دارند. زيرا نماز از روشنترين مظاهر عبادت خدا و نشاني از توبه حقيقي است. هر گاه چنين كنند، نه تنها از قتل و اسارت در امانند، بلكه برادر ديني مسلمانان نيز به شمار مي آيند. " فانْ تابوا و اَقامواالصَّلاة واتواالزَّكاةَ فَاِخوانكمْ فِي الدّينِ و نفصلُ الاياتِ لِقومِ يعلمونَ." (توبه/ 11) " پس هر گاه توبه كنند و نماز را بر پا دارند و زكات را بپردازند برادر ديني شما هستند و ما آيات خود را براي جمعيتي كه مي دانند شرح مي دهيم."

هر گاه چنين كنند نه تنها از نظر احترام و محبت هيچ تفاوتي با ساير مسلمانان ندارند، بلكه با آنان در حقوقي كه اسلام آن را معتبر دانسته مساوي خواهند بود.

اين بود بيان اجمالي از آثار و نتايج اقامه نماز براي نمازگزاران. بديهي است كه اثرات نماز به ميزان اخلاص، معرفت و توجه به آن بستگي دارد و هر كس به هر درجه اي از آن معرفت نائل شود، حقيقت نماز را به همان ميزان درك مي كند.

بارالها!

به حق محمد و آل محمد صلوات الله عليهم اجمعين توفيق درك حقيقت نماز را به ما عطا بفرما.

رموز مدیریت موفق

رموز مديريت موفق

·         واقعيت ها را در نظر بگيريد ! نه تنها واقعيت هاي آشکار را بلکه واقعيت هاي مفروض يا آنچه وقوعش را داريد . اما مواظب باشيد که واقعاً واقعيت داشته باشند .

·         پيش فرض هاي نادرست زيربناي همه شکست ها هستند . پيش فرض هاي شما کدامند ؟ اگر درست نباشند چه ؟

·         به حس برتر اعتماد کنيد و به نداي درونتان گوش بدهيد .

·         اگر هميشه همان کارهايي را بکنيد که تا به حال کرده ايد هميشه همان چيزهايي را به دست خواهيد آورد که تا به حال به دست آورده ايد .

·         براي به دست آوردن چيزي که تا به حال به دست نياورده ايد بايد تبديل به کسي بشويد که تا به حال نبوده ايد .

·         آيا در بين کساني که برايتان کار مي کنند کسي هست که اگر آنچه را اکنون درباره اش مي دانيد از ابتدا مي دانستيد هرگز استخدامش نمي کرديد ؟

·         از روش فکري ((‌ نوک کوه يخ )) استفاده کنيد . هر اتفاق غير منتظره اي را نشانه اي از بروز يک جريان در نظر بگيريد .

·         کار را پي گيري کنيد و باز هم پي گيري کنيد تا به اتمام برسد و نتيجه مورد نظر به دست بيايد .

·         دنيا را همانطور که هست بپذيريد و نخواهيد که حتماً مطابق ميل شما باشد .

·         روي نقاط قوت تان متمرکز شويد . براي بهتر کردن وضعيتي که در آن هستيد چه کاري است که فقط از عهده شما بر مي آيد ؟

·         به محض اينکه هدفتان را مشخص کرديد تمام ذهنتان را تا زماني که به آن برسيد روي هدف متمرکز کنيد .

·         جرأت پيشروي داشته باشيد . در مديريت ، شهامت نشانه برجستگي است .

·         اگر مي خواهيد چيزي را به انسان ها ياد بدهيد بايد در آن مورد برايشان يک الگو باشيد . هيچ راه ديگري وجود ندارد .   آلبرت شوايتزر  بشر دوست ، برنده جايزه نوبل

·         از بهانه آوردن و ديگران را مقصر دانستن دوري کنيد . يک مدير هميشه مي گويد : (( اگر اشکالي هست ، مسئوليتش با من است . ))

·         زمينه هايي که در آنها مي توانيد نتايج کليدي به دست آوريد شناسايي کنيد و خودتان را وقف اين کنيد که در همه اين زمينه ها عملکرد بسيار خوبي داشته باشيد .

·         مداوم در جستجوي راه هايي براي افزايش بهره وري ، کاريي و بازدهي باشيد .

·         شروع دوباره را در ذهن تان مجسم کنيد . به اين فکر کنيد که خودتان و کارتان را هر سال از نو بيافرينيد .

·         ساختار فعاليت هايتان را مرتباً بهبود ببخشيد . مدام از ابتکارها و تدبيرهاي خودتان براي فعاليت هاي ارزشمند تر استفاده کنيد .

·         افراد با ارزش ترين سرمايه هاي شما هستند . فقط انسان ها هستند که مي توانيد کارايي و ارزش آنها را با مديريت درست افزايش دهيد .

·         شما هم بک از همان مديراني بشويد که کارکنان با ميل خودشان و بدون در نظر گرفتن پست و مقام از آنها پيروي مي کنند .

·         کار هر کس به طريقي راضي کردن مشتري هاي خودش است . مشتري شما چه کساني هستند و عملکرد شما چگونه است ؟

·         مدام به کارکنان بگوييد که چقدر خوب هستند و چقدر کاري که انجام مي دهند مهم است .

·         هميشه آماده باشيد تا اگر کسي ايده تازه و بهتري پيشنهاد کرد آن را جايگزين ايده قديمي خودتان کنيد .

·         (( خودتان را در مقابل درياي مشکلات مسلح کنيد تا به آنها پايان دهيد . ))    شکسپير

·         اصولاً در تجارت ميزان موفقيت مالي نشان دهنده ميزان موفقيت يک مدير است . مدام در جستجوي راه هاي افزايش درآمد و کاهش هزينه ها باشيد .

·         مدير موفق براي خودش استانداردهاي بالا وضع مي کند . به عملکرد ضعيف يا متوسط رضايت ندهيد .

·         اصل (20 / 80 ) را در همه کارهايتان در نظر داشته باشيد . 80 درصد از دستاوردهاي هر کس نتيجه 20 درصد از فعاليت هاي اوست . با ارزش ترين فعاليت هاي شما کدامند ؟

·         مديران برتر باعث شادي و شگفتي مشتري هايشان هستند . آيا شما هم همين طور هستيد ؟

·         کيفيت يعني همان چيزي که مشتري مي خواهد . مشتري هاي شما کيفيت را چطور تعريف مي کنند ؟

·         هر فرد عادي موقع کار حداکثر از 50 درصد توان خود استفاده مي کند . وظيفه شما به کار انداختن آن 50 درصد ديگر است .

·         قدرداني و تشويق قدرتمند ترين ابزار براي ساختن کارکنانند .

·         رهبران خوب مي خواهند مطمئن شوند که همه کارکنان مي دانند هر روز بايد چه کارهايي را انجام دهند .

·         (( آيا من براي تو اهميت دارم ؟ )) جواب اين سؤال را در هر موقعيتي که پيش مي آيد به کارکنان بدهيد .

·         با تعيين هدف مديريت کنيد . به کارکنان بگوييد که دقيقاً چه کارهايي مي خواهيد انجام دهند و سپس از سر راهشان کنار برويد .

·         با دادن مسئوليت مديريت کنيد . اين يکي از روش هاي نيرومند براي پروراندن کارکنان است .

·         با مستثنا کردن ، مديريت کنيد . فقط در مواردي از کارکنان گزارش بخواهيد که ايرادي در انجام برنامه کاري پيش آمده باشد .

·         يکي از شاخص هاي مديران برتر اين است که نسبت به کارکنان خود بسيار با ملاحظه اند و به آنها اهميت مي دهند .

·         فلسفه پيشرفت مداوم را به کار بگيريد . هر روز نسبت به روز قبل کمي بهتر بشويد .

·         وقتي کارکنان مي خواهند با شما صحبت کنند مقداري از وقت تان را به آنها اختصاص بدهيد . اين يکي از بهترين روش هاي ايجاد انگيزه است .

·         براي آينده سازمان چشم انداز روشني داشته باشيد . قصد داريد تا پنج سال ديگر به کجا برسيد ؟

·         ارزش هايي که به آن معتقديد ؟ روي چه چيزهايي پافشاري مي کنيد ؟ آيا همه اين را مي دانند .

·         رسالت شما چيست ؟ سازمان شما براي چه به وجود آمده است ؟

·         (( امتياز برد )) را در خود پرورش دهيد . تفاوت هاي جزئي در عملکرد شما مي تواند به تفاوت هاي عمده در نتايج منجر شود .

·         خودتان را وقف پرورش مداوم شخصيت تان کنيد . شما ارزشمندترين سرمايه خودتان هستيد. 


-         مديريت موفق يعني رسيدن به دست آوردهاي فوق العاده با به کارگيري افراد معمولي

 

-         مدير موفق بايد اين توانايي را داشته باشد که حوزه اي را که گروه مي تواند در آن بهترين باشد تعيين کند .

 

-         همه کارها به صورت تيمي انجام مي شود نه به صورت فردي . نتيجه کار يک مدير نتيجه کار تيم اوست .

 

-         در خودتان عمل گرايي و احساس اضطراب براي به انجام رساندن کارها را تقويت کنيد .

 

-         سرعت عمل براي موفقيت ضروري است . آن را به دست بياوريد ، بهيود ببخشيد و به کار بگيريد .

 

-         براي اينکه در حوزه خود مدير موفقي شويد ، زودتر سر کار حاضر شويد ، سخت تر کار کنيد و ديرتر کار را تعطيل کنيد .

 

-         مدام از خودتان بپرسيد : ((‌چه کاري است که انجام آن فقط از من بر مي آيد و اگر آن را به خوبي انجام دهم يک تغيير اساسي به وجود خواهد آمد ؟ ))

 

-         مشخص کنيد در چه زمينه هايي قوي هستيد و روي زمينه هايي متمرکز شويد که مي توانيد در آنها نقش اساسي داشته باشيد .

 

-         کارها را آسان کنيد . مدام دنبال راه هايي باشيد که کارتان را سريع تر ، بهتر و آسان تر به انجام بر سانيد .

 

-         به تعويق انداختن عمدي را براي کارهاي کم ارزش به کار گيريد و انجام آنها را براي مدت نامعيني به تعويق بيندازيد .

 

-         کدام مرحله از کار است که شما را محدود کرده و سرعت دست يابي به هدف هاي اصلي تان را تعيين مي کند ؟

 

-          (( هر چيزي را مي شود دگردگون کرد . افراد را بايد با ارائه الگوي مناسب رهبري کرد . )) راس پروت

 

-         از انجام کارهاي غير مترقبه نترسيد . وقتي به پيش مي رويد ، امنيت شما بيشتر از زماني است که ثابت ايستاده باشيد .

 

-         وضوح و روشني کليد مديريت موفق است : هدف هاي خود را روشن کنيد .

 

-         قصد انجام چه کاري را داريد ؟ روش تان چبست ؟

 

-         عمل گرا باشيد ! مديريت يعني پي گيري کارها . اگر نمي توانيد عمل گرا باشيد فکر مديريت را از سرتان بيرون کنيد .

 

-         نيروها يتان را متمرکز کنيد . ببينيد چه کار بخصوصي را بهتر انجام مي دهيد و بيشتر به آن کار بپردازيد .

 

-         انعطاف پذيري در زمان تغييرات بزرگ يکي از ويژگي هاي ضروري مديريت است .

 

-         توانايي تصميم گيري درست بيش از هر عامل ديگري تعيين کننده موفقيت شماست .  

ادامه رموز مديريت موفق 

5.      تمام فکر و ذکر يک مدير موفق ارائه خدمات بيشتر به مشتري است .

 

6.   مدير موفق هرگز از واژه شکست استفاده نمي کند . شکست ها براي مديران موفق تجربه هاي آموزنده اند .

 

7.      شکست موقت در واقع موقعيتي است براي اينکه دوباره هشيارانه تر شروع کنيم .

هنري فورد

 

8.      آينده متعلق به رقابت کنندگان است . خوب باشيد ، بهتر شويد ، بهترين باشيد .

 

9.   تصور کنيد اگر سازمان ورشکست مي شد و آس و پاس مي شديد و مي خواستيد دوباره از نو شروع کنيد ، چه کارهايي را طور ديگري انجام مي داديد ؟

 

10. آزادي شما به اندازه تعداد انتخاب ها و نيز راه هاي مختلفي است که براي انجام هر فعاليتي طرح ريزي کرده ايد . علاوه بر روش فعلي تان ، چه انتخاب هاي ديگري داريد ؟

 

11. در مقابل تغيير شرايط ، فوراً عکس العمل نشان دهيد . هر وقت اطلاعات جديد به دست مي آوريد ، از نو برنامه ريزي کنيد .

 

12. قبل از دست زدن به هر عملي ، اول خوب فکر کنيد و بعد سريع و قاطعانه عمل کنيد .

 

13. (( اگر کاري ارزش انجام دادن داشته باشد ، بايد آن را انجام داد . حتي اگر بار اول عملکردمان عالي نباشد .  ))           جي . کي . چيسترتون

 

14. هر کاري که ارزش انجام دادن داشته باشد حداقل ارزش اين را دارد که ابتدا ضعيف انجام شود . حتي اغلب اوقات ، ارزش اين را دارد که چندين بار ضعيف انجام شود تا اينکه بالاخره روي آن تسلط پيدا کنيم .

 

15. وقتي مشغول کاري هستيد ، تمام تمرکزتان روي آن کار باشد ! وقت را تلف نکنيد و براي ديگران الگو باشيد .

 

16. کليد پيروزي بزرگ معمولاً سرعت ، نوآوري و تمرکز است . اينها در تجارب نيز عمل مي کنند .

 

17. اگر هم مدير هستيد و هم سرمايه گذار ، بايد بتوانيد هنگامي که موقعيت خوبي به طور طبيعي پيدا مي شود ، فوراً اقدمات لازم را انجام دهيد .

 

18. سرعت عمل يکي از مهم ترين ويژگي ها در مديريت مؤثر است .

 

19. آزادي عمل شما فقط بستگي به تعداد انتخاب هايتان دارد . روش هايتان را مدام توسعه دهيد و بهبود بخشيد .

 

20. اساس تمام موفقيت هاي تجاري داشتن امتياز در رقابت است . شما در رقابت با رقيب هايتان چه امتيازي داريد ؟ چه امتيازي بايد داشته باشيد ؟ آيا مي توانيد آن را به دست آوريد ؟

 

21. براي ايجاد بيشترين انگيزه در کارکنان ، در جمع از نقاط قوتشان بگوييد و در خلوت از نقاط ضعفشان .

 

22. زندگي استمرار مدام مسائل و مشکلات است . حل کردن مشکلات ساده به شما اين توانايي را مي دهد که مشکلات سخت و پيچيده را هم حل کنيد .

 

23. اگر انسان از آينده هيچ تصويري نداشته باشد ، حتماً شکست مي خورد . تصوير شما از آينده خودتان و سازمانتان چيست ؟

 

24. هر چيزي را که ذهن بتواند بفهمد و باور کند ، دست يافتني است .

ناپلئون هيل ، متخصص و نويسنده در زمينه موفقيت

 

25. محدوديت هايي که شما براي رسيدن به هدف هايتان داريد فقط و فقط همان هايي است که خودتان در ذهن و قوه تخيلتان ايجاد کرده ايد .

 

26. زندگي شما وقتي بهتر مي شود که شما بهتر بشويد . کارکنان شما وقتي بهتر مي شوند که شما مدير بهتري بشويد . روي خودتان کار کنيد .

 

1.   براي تجزيه و تحليل شرايط ، مدام از خودتان بپرسيد : (( بدترين اتفاقي که ممکن است بيفتد چيست ؟ )) سپس هر کاري لازم است بکنيد تا مطمئن شويد اين اتفاق نخواهد افتد .

 

2.   هر چيزي به حساب مي آيد ! هر چيزي يا مفيد است ، يا مضر ، يا سودآور است يا هزينه بر . هيچ چيز خنثي نيست .

 

3.   اولين ويژگي شهامت ، داشتن نيروي اراده براي شروع کار است بدون اينکه هيچ ضمانتي براي موفقيت وجود داشته باشد . دومين ويژگي شهامت ، توانايي ادامه کار است بدون اينکه اميدي به موفقيت باشد .

 

4.      آينده متعلق به کساني است که ريسک مي کنند ، نه افراد راحت طلب .

 

5.   به جاي اينکه هشتاد درصد از وقت تان را صرف تمرکز کردن روي مشکلات گذشته کنيد ، صرف ايجاد موقعيت هايي براي آينده کنيد .

 

6.      براي نزديک شدن به هدف هاي اصلي تان هر روز قدمي برداريد .

 

7.      (( کاري را بکنيد که از انجامش مي ترسيد . خواهيد ديد که مرگ ترس حتمي است . ))

رالف والدو امرسون

 

8.       همه مي ترسند . رهبر کسي است که بر ترسش غلبه مي کند و کاري را که لازم است انجام مي دهد .

 

9.   براي اينکه بتوانيد در ديگران انگيزه ايجاد کنيد تا عملکردشان عالي شود . مدام کاري کنيد که احساس کنند مهم و ارزشمند هستند .

 

10. مدير موفق کسي است که فضايي ايجاد کند که در آن همه کارکنان نسبت به خودشان احساس خيلي خوبي داشته باشند .

 

11. مرتباً با کارکنان تمرين انديشه گشايي کنيد . يعني بگذاريد هر کس هر ايده اي به ذهنش مي رسد آزادانه بيان کند . با اين کار آنها را تشويق مي کنيد تا مدام در مورد کارشان تفکر خلاق داشته باشند .

 

12. داشتن قدرت و نفوذ از توانايي کمک کردن يا آسيب رساندن به ديگران ناشي مي شود .

 

13. هر چه بيشتر بتوانيد به ديگران کمک کنيد بدون آنکه انتظار پاداش داشته باشيد ، پاداش بيشتري ، حتي از جاهايي که انتظارش را نداريد ، به دست مي آوريد .

 

14. آرامش ذهن را بالاترين هدف خود قرار دهيد و بر اساس آن براي زندگي تان برنامه ريزي کنيد .

 

15. اوقات معيني را به مهم ترين افراد زندگي خود اختصاص دهيد و اجازه ندهيد کسي يا چيزي مزاحم اين اوقات شود .

 

16. هميشه به ياد داشته باشيد که در خانه کميت وقت و در محيط کار کيفيت وقت اهميت دارد .

 

17. در مواردي که نيازي به تصميم گيري نيست ، تصميم گيري نکنيد . اگر ضروري نيست که در موردي تصميم بگيريد ، ضروري است که تصميم نگيريد .

 

18. براي تقويت قوه درک و اعتماد به نفس ديگران ، آنها را وادار کنيد که خودشان به فکر خودشان باشند و خودشان تصيم بگيريد .

 

19. (( سرنوشت تان را به دست بگيريد ، و گرنه ديگران اين کار را خواهند کرد . ))

جک ولس ، مدير عامل کمپاني جنرال الکتريک

 

20. هر چند وقت يک بار انديشه گشايي کنيد : روي کاغذ بنويسيد (( هدف هاي من چيست ؟ )) وبيست پاسخ مقابل آن بنويسيد .

 

21. تمام برنامه ريزي هاي استراتژيک در نهايت ، برنامه ريزي براي جلب مشتري هستند .

 

22. از نشانه هاي يک مدير برتر نتيجه گيري شديد اوست .

 

23. با پرسيدن اين دو سؤال از خودتان گذشته را مرور کنيد : (( چه کاري را درست انجام دادم ؟ )) و (( چه کاري را بايد طور ديگري انجام مي دادم ؟ ))

 

24. اصل ( حد توانايي ) مي گويد : (( هيچوقت براي انجام همه کارها وقت کافي وجود ندارد ، اما هميشه براي انجام مهم ترين کارها وقت کافي هست . ))

 

25. هر کاري که انجام مي دهيد در واقع انتخابي است بين کار مهم تر و کارهايي که اهميت کمتري دارند . درست انتخاب کنيد .

 

26. کارکنان بي کفايت اعتبارتان را تضعيف و آينده تان را تباه مي کنند .

 

27. اخراج کردن از نقش هاي کليدي يک مدير است . مديري که فرد بي لياقتي را نگه مي دارد و اجازه مي دهد به کارش ادامه دهد در واقع خودش بي لياقت است .

 

28. (( اگر نسبت به کارتان شور شوق نداشته باشيد ، با شور و شوق شما را اخراج خواهند کرد . ))            وينس لمباردي ، مربي فوتبال

 

29. هميشه آمادگي اين را داشته باشيد که قبول کنيد فرد لايقي را استخدام نکرده ايد : 33 درصد از کارکنان در ساعت هاي اضافه کاري کار مفيد انجام نمي دهند .

 

30. مدير موفق محکم و باثبات است و در عين حال وقتي يکي از کارکنان صلاحيت لازم را ندارد ، عادلانه و قاطعانه تصميم مي گيريد .

 

31. تا اين لحظه از زندگي کدام ويژگي شما بيشترين موفقيت را نصيبتان کرده است ؟ اين خصوصيت را بشناسيد  واز آن بيشتر استفاده کنيد .

 

1.      اولويت بندي کارهاي مهم به مشخص کردن کارهاي غير ضروري هم هست . چه کارهايي کمتر مهم هستند ؟

 

2.      معيار اصلي براي اولويت بندي کارها اين است که ببينيد هر کاري در درازمدت چه نتايج بالقوه اي به همراه دارد ؟

 

3.      براي هر حوزه از زندگي تان هدف هاي مشخص و روشني تعريف کنيد و آنها را بنويسيد .

 

4.      اگر ندانيد که داريد به کجا مي رويد ، هر راهي شما را با خود خواهيد برد .

توماس کارالايل ، فيلسوف انگليسي

 

5.      عوامل مهم موفقيت تان را مشخص کنيد ، همان کارهايي که مجبوريد حتماً آنها را انجام بدهيد تا موفق شويد .

 

6.      کاري را که دوست داريد انجام بدهيد و خودتان را متعهد کنيد آن را عالي انجام بدهيد .

 

7.      با ارزش ترين سرمايه يک سازمان اين است که بين مشتري هايش به چه ويژگي مشهور است .

 

8.      وقتي حضور نداريد مشتري ها راجع به شما چطور فکر و صحبت مي کنند ؟

 

9.   برداشت و استنباط مردم يک واقعيت است . هر کاري که ميکنيد به نحوي برداشت و ادراک ديگران را تحت تأثير قرار مي دهد .

 

10.  فقط مسئوليت انجام کارهايي را قبول کنيد که مي توانيد آنها را عالي انجام بدهيد . عملکرد متوسط پاداش ندارد .

 

11.  مديران ممکن است هميشه تصميم هايشان صحيح نباشد اما هميشه تصميم هايشان را تصحيح مي کنند .

 

12.  در مورد هدف هايتان قاطع باشيد اما در مورد راه هاي رسيدن به آنها انعطاف پذير باشيد .

 

13.  استعدادها و خلاقيت هاي ذاتي تان را شکوفا کنيد . براي انجام کارها هميشه به دنبال راه هاي بهتر و سريع تر باشيد .

 

14.  مدام در پي نوآوري باشيد چون به محض اينکه ايده اي را به کار بگيريد ، ديگر کهنه شده است .

 

15. استعدادها و توانايي هاي منحصر به فردتان را مشخص کنيد . تا امروز کداميک از توانايي هايتان بيشترين تأثير را در موفقيت تان داشته است ؟

 

16.  هميشه فکر کنيد براي خودتان کار مي کنيد . رويکردتان نسبت به سازمان طوري باشد که گويي صاحب آن هستيد .

 

17. مديران موفق ابتدا به ضروريات شخصي خودشان نمي پردازند ، چون به ضروريات شرايطي که در آن هستند توجه دارند . اين ضروريات کدامند ؟

 

18.  با شهامت عمل کنيد . خواهيد ديد کمک هايي دريافت مي کنيد که انتظارش را نداريد .

 

19.  براي غلبه بر ترس ، هميشه طوري عمل کنيد که گويي شکست برايتان غير ممکن است و همين طور هم خواهد شد .

 

20.  مديران موفق براي اينکه به کارکنان تازه کار ياد بدهند که چطور کارشان را خوب انجام بدهند وقت صرف مي کنند .

 

21.  مديريت به شما اين توانايي را مي دهد که از انجام دادن کارها به کنترل کردن کارها برسيد .

 

22.  مديران کارآمد از نظرات ديگران استقبال مي کنند و خودشان را تصحيح مي کنند .

 

23. ابتدا تجسم کنيد که براي انجام هيچ کاري محدوديت نداريد . حالا تفکر (( برگشت از آينده )) را تمرين کنيد : فرض کنيد حالا پنج سال بعد است و از آنجا به گذشته نگاه کنيد .

 

24.  اگر مي دانستيد که هيچ شکستي در کار نيست ، چه رؤيايي در سر مي پرورانديد ؟

 

25. روي کاغذ فکر کنيد . هر دقيقه اي که صرف برنامه ريزي کنيد ، موجب مي شود که موقع انجام کار ، ده دقيقه صرفه جويي کنيد .

 

26.  عادت کنيد با تمام نيرو کار کنيد . مدام به خودتان بگوييد . (( برگرديم سر کار . ))

 

27.  هميشه اين آمادگي را داشته باشيد که بپذيريد ممکن است اشتباه کرده باشيد .

 

28.  (( شجاعت واقعاً اساسي ترين فضيلت است . چرا که ساير فضيلت ها به آن وابسته اند . ))

وينستون چرچيل

 

29.  براي کشف سرزمين هاي جديد بايد اراده کنيد که از ساحل دور شويد .

 

30.  محک واقعي براي رهبري خوب ، کيفيت عملکرد شما در زمان بحران است .

 

31.  ميزان توانايي شما براي حل مشکلات و تصميم گيري درست معيار واقعي سنجش ميزان مهارت تان به عنوان يک مدير است .

 

32.  مديران در روبرو شدن با خطرها و مشکلات ، هميشه آرام و خونسرد هستند و خويشتن داري را از دست نمي دهند .


1.      اگر ميزان تحولات  خارج از سازمان شما بيش از ميزان رشد داخل سازمان باشد در اين صورت سقوط سازمان حتمي است .            جک ئلس ، مدير عامل کمپاني جنرال الکتريک

 

2.      براي اينکه سرعت فرايند تحويل محصولات و خدمات تان را به مشتري افزايش دهيد چه کار مي توانيد بکنيد ؟

 

3.      آن قسمت از کارها يا فعاليت هاي سازمان را که شرکت ها يا سازمان هاي ديگر مي توانند يهتر از شما انجام دهند به آنها واگذار کنيد .

 

4.      براي مديريت کارکنان مختلف و موقعيت هاي گوناگون نياز به استفاده از سبک هاي متفاوت مديريت داريم .

 

5.      به کارکنان بي تجريه دستورات روشن و قاطع بدهيد و راهنمايي هاي واضح و صريح بکنيد .

 

6.      براي اينکه کارکنان و مجريان عالي داشته باشيد ، مدام به آنها آموزش بدهيد و آنها را راهنمايي کنيد .

 

7.      براي انجام کارهاي پيچيده ، ديگران را تشويق کنيد تا با راهنمايي ها و مشارکت خودشان به شما کمک کنند .

 

8.      مسئوليت هر کاري را فقط به دست کسي بسپاريد که ثابت کرده است از عهده آن کار بر مي آيد .

 

9.      براي فکر کردن و بررسي کارها وقت بگذاريد . تفکر عميق مشخصه بارز مديران موفق است .

 

10. از جلو رفتن و پيشرفت نترسيد . طناب را بايد بکشيد . نمي توانيد آن را هل بدهيد .

 

11. هرجايي که اکنون هستيد و هر شغلي که داريد ، خودتان مسئول آن هستيد و دليلش انتخاب ها و تصميم گيري هاي خودتان است .

 

12. عملکرد بهترين رقيب هايتان را معيار عملکرد خودتان قرار دهيد . به اين فکر کنيد که دفعه بعد چگونه مي توانيد از آنها ببريد .

 

13. مديران هرگز از وضعيت فعلي شان راضي نيستند و مدام سعي مي کنند بهتر بشوند .

 

14. موفقيت ممکن است منجر به رضايت از خود بشود و اين بزرگ ترين دشمن موفقيت است .

 

15. در دوره تحولات سريع ، سکون خطرناک ترين چيز است .

 

16. دنياي بيرون شما انعکاس دنياي درونتان است . اگر طرز تفکرتان را عوض کنيد ، زندگي تان عوض مي شود .

 

17. هر چيزي که به حقيقت اضافه شود از آن حکم مي کند .     

                                                  الکساندر سولژنيتسين ، نويسند روسي و برنده جايزه نوبل 

 

18. در اغلب اوقات هر نقطه ضعفي در واقع نقطه قوتي است که از آن استفاده نادرست شده است . اگر فردي کارايي لازم را ندارد شايد نشان دهنده اين است که بايد کار ديگري به او واگذار کرد .

 

19. اگر در سازمانتان فرد باهوشي داريد که تخص ويژه اي دارد برايش يک پست جديد ايجاد کنيد .

 

20. از راحت طلبي که باعث مديريت ضعيف مي شود دوري کنيد . استانداردهاي خودتان را مدام بالاتر و بالاتر ببريد .

 

21. براي به دست آوردن اطلاعات به روز و با خبر شدن از اظهار نظرهاي کارکنان ، در سازمان گشتي بزنيد .

 

22. هميشه آماده باشيد تا در صورت لزوم شرح وظايف کارکنان را تغيير بدهيد و يا حتي اگر لازم است افراد را عوض کنيد .

 

23. موفقيت شما در گرو اين است که تمام کارکنان شما با تمام وجود تلاش کنند تا عملکرد عالي داشته باشند .

 

24. فقط وجود يک کارمند مسئوليت ناپذير کافي است که منبع اصلي مشکلات در سازمان بشود .

 

25. تفکر (( آسمان بي ابر )) را تمرين کيند . تجسم کنيد که هيچ کاري برايتان غير ممکن نيست . در اين صورت چه کاري را مايليد به نحو ديگري انجام بدهيد ؟

 

26. در مقابل برگرداندن و واگذاري کار به صورت معکوس يا از پايين به بالا مقاوت کنيد . اجازه نديد انجام کاري را که به ديگران واگذار کرده ايد دوباره به خودتان محول کنند .

 

27. مديران واگذار کنندگان پرتوقعي هستند . آنها شديداً روي اين نکته تأکيد مي کنند که کار بايد درست انجام شود .

 

28. هدف اصلي و قطعي خودتان را در زندگي مشخص کنيد و سپس تمام فعاليت هايتان را بر اساس همان هدف سازماندهي کنيد .

 

29. مديران در هر برهه از زندگي مسئوليت کامل تمام اعمالشان را به عهده مي گيرند .

 

30. هرگز گله و شکايت نکنيد . هرگز سعي نکنيد کارهايتان را توجيه کنيد .  

                                    بنجامين ديزرائيلي

 

31.   تمرين کنيد که هميشه راهنما و مشاور کارکنان باشيد . براي پيشرفت در کارشان مدام آنها را راهنمايي کنيد .

 

32. در هر کاري که مي کنيد طوري عمل کنيد که الگوي ديگران شويد . هميشه فکر کنيد که ديگران شاهد کارهاي شما هستند .

 

33. براي دادن آموزش هاي جديد به کارکنان هزينه کنيد تا پيشرفت کنند و عملکردشان بهتر شود .

 

34. وفاداراي به سازمان ، رئيس و کارکنان از با ارزش ترين ويژگي هاي يک مدير موفق است .

 

35. افرادي که عملکرد بالا دارند  به داشتن ارتباط عالي با رئيس شان بسيار اهميت مي دهند .

 

36. قبل از اينکه کاري را شروع کنيد اول از همه تمام فعاليتهاي مربوط به آن کار را اولويت بندي کنيد .

 

37. در محيط کار جوي ايجاد کنيد که همه با صداقت و شرافت عمل کنند و بتوانند به راحتي حرفشان را بزنند .

 

38. راستگويي نشانه واقعي شرافت است .

 

39. براي هر حوزه کليدي و مهم يک نفر مسئول کنيد .

 

40. طرز لباس پوشيدن شما بايد به کسب موفقيت تان کمک کند . ظاهر شما بسيار مهم است . مردم بر اساس ظاهرتان روي شما قضاوت مي کنند .

 

41. اصل ( حذف انتخاب ديگر ) را هميشه به ياد داشته باشيد : (( انجام يک کار يعني انجام ندادن يک کار ديگر ))


1.      اصل ‌( سه م ) در مديريت اين است : ( محبت ) ، ( ملاحظه ) و ( متانت ) . با همه مؤدب باشيد .

 

2.      احترام نشانه اصلي يک مدير قابل است . ميزان احترامي که کارکنان به مديرشان مي گذارند نشانه ميزان قابليت اوست .

 

3.      ارزش قول هر کسي بستگي به ميزان ارزشي دارد که خودش براي حرفش قائل است .

 

4.      مديران برتر در فکر کردن و حرف زدن معيارهاي بالاتري دارند . بايد بهترين باشيد .

 

5.      مدام ميزان توقعتان را از خودتان افزايش دهيد . امروز چطور مي توانيد بهتر و بيشتر به مشتري هايتان خدمت کنيد ؟

 

6.      در بين مهارت هاي ضروري ، مهارتي که در آن از بقيه ضعيف تر هستيد تعيين کننده ميزان توانايي شما در انجام کار است .

 

7.      چه عاملي سرعت شما را در راه رسيدن به هدف هايتان کند کرده است ؟ چطور مي توانيد اين محدوديت را از بين ببريد يا تأثيرش را کمتر کنيد ؟

 

8.      کار بعدي شما چيست ؟ براي اينکه در اين کار عملکرد عالي داشته باشيد به چه دانش و مهارت هايي نياز داريد ؟

 

9.      کار کردن با کامپيوتر را ياد بگيريد . براي بالا بردن مهارت هايتان از تکنولوژي استفاده کنيد .

 

10.  (( بهترين راه براي پيش بيني آينده اين است که خودمان آن را بسازيم . ))  مايکل کامي ، متخصص برنامه ريزي استراتژيک

 

11.  کساني که به آينده فکر نمي کنند نمي توانند آينده اي داشته باشند .

 

12.  آنچه شما را به موقعيت کنوني رسانده براي حفظ آن کافي نيست .

 

13.  براي اينکه درآمد بيشتري داشته باشيد بايد بيشتر ياد بگيريد .

 

14.  شما مي توانيد براي رسيدن به هر هدفي که مشخص مي کنيد هر چيزي را که لازم است ياد بگيريد .

 

15.  در عمل هيچ هدفي وجود ندارد که رسيدن به آن غير ممکن باشد به شرط اينکه با تمام وجود خواستار رسيدن به آن باشيد ، به اندازه کافي براي آن وقت بگذاريد و براي رسيدن به آن به اندازه کافي تلاش کنيد .

 

16.  (( انضباط فردي توانايي وادار کردن خودتان به انجام کاري که بايد در زمان معيني انجام بدهيد ، چه مايل به انجام آن کار باشيد و چه نباشيد . )) البرت هوبارد ، نويسنده و سخنران

 

17.  مديران واقعي تمام تمرکز و توجه خودشان را  روي يک چيز معطوف مي کنند : مهمترين کار . و تا آن تمام نشود ، سراغ کار ديگري نمي روند .

 

18.  کارها را ساده کنيد ، با هم ادغام کنيد و آنهايي را که لازم نيست حذف کنيد . مدام در حال سازمان دهي مجدد کارها باشيد .

 

19.  مديران با تهييج خود از احساسات کارکنان استفاده مي کنند .

 

20.  مديريت ، بيشتر يعني که هستيد تا اينکه چه مي کنيد .

 

21.  (( اگر با خويشتن خويش صادق باشي ، آنگاه همان گونه که روز لاجرم از پي شب فرا مي رسد ، با ديگران نيز صادق خواهي بود . ))    شکسپير

 

22.  صداقت با ارزش ترين و محترم ترين ويژگي يک مدير است . هميشه به حرف هايتان عمل کنيد .

 

23.  نشانه شخصيت قوي ادامه حرکت به سوي هدف با اراده استوار است پس از فرو نشستن احساسات پرشور اوليه .

 

24.  مدام از خودتان بپرسيد : (( اگر همه در سازمان مثل من کار کنند عاقبت سازمان چه مي شود ؟ ))

 

25.  عمل گرايي نشانه يک مدير برجسته است .

 

26.  تحت فرماندهي يک ژنرال خوب ، هيچ سرباز بدي وجود نخواهد داشت .

 

27.  مدير کسي است که مي تواند نتايج مطلوب را به دست آورد و رهبر کسي است که توانايي پيش بيني آينده را دارد .

 

28.  وظيفه يک رهبر تضمين عملکرد عالي در کار مورد نظر است .

 

29.  وظيفه شما به عنوان يک مدير اين است که آفريننده شرايط و موقعيت ها باشيد نه آفريده آنها .

 

30.  اراده کنيد که هميشه به وجود آورنده تحولات باشيد نه قرباني تغييرات .



1.         پيش از مصاحبه با داوطلبان يک شغل ، توصيفي روشن و دقيق از فرد ايده آل خود بنويسيد .

 

2.         شخصيت و نحوه برخورد کارکنان نيز به اندازه مهارت و توانايي آنها اهميت دارد . هوشيارانه انتخاب کنيد .

 

3.         تنها شاخص عملکرد آينده افراد ، عملکرد گذشته آنهاست . معرفي نامه ها را با دقت بررسي کنيد .

 

4.         تشويق ، ابزاري توانمند براي ساختن و پرورش افراد است . کارکنانتان را وقتي دارند کاري را درست انجام مي دهند غافلگير کنيد .

 

5.          تأثير بازخورد يا نتيجه کار مثل تأثير صبحانه براي ورزشکاران است .      کن بلانچارد ، نويسنده در زمينه مديريت

 

6.         براي اينکه کارکنان بدانند عملکردشان چطور است و در مسير درست باقي بمانند نياز دارند که به طور مرتب بازخورد کارشان را ببينند .

 

7.         در دنياي کار ، دشمن شماره يک انگيزه اين است که فرد نداند چه انتظاري از او دارند .

 

8.         براي هر يک از کارکنان هدف ها و استاندارهاي روشني وضع کنيد . تنها کارهايي به انجام مي رسند که اندازه گيري شوند .

 

9.         براي انجام کاري که به ديگران واگذار مي کنيد و هر يک از مراحل آن مهلت تعيين کنيد .

 

10.       واگذاري به معني کناره گيري نيست . وقتي کاري را واگذاري مي کنيد ، دقيقاً بررسي کنيد تا مطمئن شويد آيا طبق خواست شما پيش مي رود يا نه .

 

11.       يک مدير کارآمد به اين نکته توجه دارد که بيش از آنکه کارکنان به او وابسته باشند ، او به آنها وابسته است . تندروي نکنيد !

 

12.       اگر مي خواهيد کاري تکرار شود ، آن را تقويت کنيد . کاري که مورد تشويق قرار گيرد باز هم انجام مي شود .

 

13.       کارکنان جديد بايد با قدرت کارشان را شروع کنند . از همان روز اول به آنها مسئوليت بدهيد .

 

14.       همه کارکنان بايد در کار مشارکت داشته و درگير باشند . به طور منظم جلساتي برگزار کنيد و در مورد کار با آنها مشورت کنيد .

 

15.       اگر براي رقابت با ديگران امتيازي نداريد . از رقابت صرف  نظر کنيد .     جک ولش ، مدير عامل کمپاني جنرال الکتريک

 

16.       رهبري يعني توانايي به دست آوردن پيرو . آيا کارکنان با ميل و رغبت از شما پيروي مي کنند ؟

 

17.       قانون طلايي را در تمام زمينه هاي مديريت به کار بگيريد . دوست داريد رئيستان چه طور آدمي باشد ؟ درست همانطور مديريت کنيد .

 

18.       کارکنان مي توانند عملکرد عالي داشته باشند به شرط اينکه مدير خوبي داشته باشند و انگيزه هايشان به خوبي تقويت شود .

 

19.       تا پايان عمرتان يک دانشجو باقي بمانيد . هر روز مطلب جديدي ياد بگيريد .

 

20.       کاملاً مراقب سلامت جسمي خود باشيد . سرزنده بودن و انرژي داشتن براي موفقيت يک مدير ضروري است .

 

21.       اولين ساعت روز پايه و اساس روز است .         هنري وارد بيچر

 

22.       در دنياي امروز ، وقت و دانش دو منبع اساسي ارزشمند هستند . هر روز براي استفاده بهتر از آنها راه هاي تازه پيدا کنيد .

 

23.       مسئوليت کليدي مدير تفکر درباره آينده است . هيچکس ديگري نمي تواند اين کار را به جاي شما انجام دهد .

 

24.       خردمندي ارزشمندترين عامل خلاقيت و نوآوري است .

 

25.       حداقل شرط  لازم براي موفقيت اين است که درباره حوزه کاري تان مدام مطالب جديدي ياد بگيريد .

 

26.       هر روز حداقل يک ساعت از وقت تان را به مطالعه در مورد زمينه کاري تان اختصاص دهيد . اين کار موجب برتري شما در بين رقيب هايتان مي شود .

 

27.       بحران اجتناب ناپذير است . مهم اين است که برخورد شما با آن چگونه باشد .

 

28.       شرايط انسان را نمي سازد بلکه فقط شخصيت واقعي اش را به او مي شناساند .    اپيکتتوس ، فيلسوف رمي

 

29.       پيش بيني بحران را مدام تمرين کنيد . هميشه فکر کنيد که چه اشتباهي ممکن است رخ بدهد و سپس خود را براي روبرو شدن با آن آماده کنيد .

 

30.       فکر کنيد ! هيچ مشکلي نيست که نشود آن را با نيروي تفکر حل کرد .


 

 

·         کيفيت ايده هاي شما نسبت مستقيم دارد با کميت ايده هايي که مي سازيد .

 

·         شکست در برنامه ريزي يعني برنامه ريزي براي شکست . هدف هاي شما کدامند ؟

 

·         بهترين مديران کساني هستند که به همه جزئيات کار توجه دارند . هيچ چيز را به دست شانس نسپاريد .

 

·         مديران برتر هميشه آماده پذيرفتن اشتباهات خود و متوقف کردن خسارت هستند . آماده باشيد اعتراف کنيد که نظرتان را عوض کرده ايد . وقتي مي فهميد تصميم گيري اوليه ضعيف بوده است ديگر روي آن پافشاري نکنيد .

 

·         کار مناسب را در زمان مناسب به فرد مناسب بسپاريد و هميشه آماده باشيد تا هر کدام را که لازم شد عوض کنيد .

 

·         مدام از خودتان بپرسيد : (( اگر کارم را امروز و با اطلاعاتي که اکنون دارم شروع مي کردم آيا هيچ قسمتي از کارم بود که ترجيح مي دادم آن را انجام ندهم ؟ ))

 

·         طوري برنامه ريزي کنيد که بيشترين بازده را از نيرويي که مصرف مي کنيد به دست آوريد . روي نقاط قوت تان متمرکز شويد .

 

·         کارکنان با دقت انتخاب کنيد . 95 درصد از موفقيت يک مدير بستگي به انتخاب درست او دارد .

 

·         مناسب ترين زمان براي اخراج يک فرد معمولاً همان اولين باري است که به آن فکر مي کنيد .

 

·         (( شما نمي توانيد يک مشکل را با همان روش تفکري حل کنيد که آن مشکل را به وجود آورده است . ))                    آلبرت اينشتين

 

·         مديريت يک بازي فکري است . هر چه بهتر فکر کنيد نتايجي که به دست مي آوريد بهتر خواهد بود .

 

·         مدام از خودتان بپرسيد : (( بهترين استفاده اي که الان مي توانم از وقتم بکنم چيست ؟ ))

 

·         مديران برجسته احساس مي کنند رسالتي دارند و به خودشان و کاري که مي کنند ايمان دارند .

 

·         با يادآوري مدام اين نکته به ديگران که چقدر خوب کار مي کنند و چقدر قبولشان داريد به آنها قدرت عمل بدهيد .

 

·         روي دستاوردها متمرکز شويد ، نه فعاليت ها .

 

·         چرا به شما پول مي دهند يا براي انجام چه کاري استخدامتان کرده اند ؟

 

·         چه مهارتي است که اگر آن را در سطح بالايي در خود پرورش دهيد بيشترين تأثير را روي کارتان مي گذارد ؟

 

 

تطبیقی

تحلیل مقایسه ای بعد فرهنگی در مدیریت ژاپن و رومانی:

چکیده:

این مقاله با هدف برجسته سازی تاثیر ابعاد فرهنگی در زمینه های ملل مختلف با یک رویکرد مقایسه ای که اجازه می دهد که شباهت ها و تفاوت هایی را که از دو فرهنگ رومانیایی و ژاپنی ناشی می شود را با یک دید خاص از مدیریت تطبیقی شناسایی کند.

کلمات کلیدی: مدیریت، تاثیر فرهنگ، رویکرد تطبیقی

عملکرد اقتصادی شگفت انگیز ژاپن در دوران پس از جنگ منجر به تحقیقات جدی درمورد توسعه ژاپن شد که تلاش می کرد علل و عواملی که باعث تولید آنها می شود را کشف کند.

یکی از یافته های اصلی مطالعات و مشاهدات تحلیل گران اقتصادی این است که مدیریت ژاپنی نقش کلیدی را در دست یابی به اجرای برنامه دارد.

آگاهی از ویژگی های اساسی مدیریت ژاپنی، شناسایی شباهت ها و تفاوت های مقایسه شده با مدیریت استفاده شده در سایر کشورها که منجر به استفاده از اطلاعات کاربردی بسیاری در مدیریت رومانی شد.

 

نشانه ها(ویژگی های ) مدیریت ژاپنی:

یک ویژگی مهم زمینه اجتماعی و اقتصادی ژاپن رابطه ویژه ای است که بین دولت و محافل اقتصادی وجود دارد. قوی ترین وزارت اقتصادی وزارت بازرگانی و صنایع است.(MITI)

این آغاز اقدامات گسترده اقتصادی، حاکم بر تولید، تعیین قیمت و تعرفه ها، بودجه تحقیقات شیفت کار مازاد، تشکیل کارکل(اتحادیه های سازندگان برای تعیین قیمت ها) برای بدست آوردن عملکرد محصولات و قیمت رقابتی در بازارهای خارجی، تنظیم استراتژی و سیاست های اقتصادی دست کم در میان مدت.

موفقیت شرکتهای ژاپنی در بازار جهانی نشان داد که این دیدگاه در عمل به موفقیت دست یافت نوع محافل مالی Zaikai موفق به نفوذ سیاست های اقتصادی دولت شد چرا که آنها دیدگاههای محافل اقتصادی گروههای صنعتی بزرگ را گرد هم آورده بودند.

نفوذ قدرت این  محافل مالی بوسیله اعضای آنها فراهم کرده بود، بسیاری از آنها هستند رئیس جمهوران یا CEO های گروه های صنعتی بزرگ، بانکداران، شخصیت های برجسته.

به عنوان یک قاعده نقطه ساخته شده بوسیله Zaikai همیشه بوسیله مجلس و بوسیله دولت در نظر گرفته شده است. در حقیقت مجلس اتخاذ نکرده بود. تدابیر قانون گذاری را بوسیله Zaikai نپذیرفته بود قرار داده شده است بین سازمان های اقتصادی، مجلس و دولت، محافل مالی ژاپن سیاست های اقتصادی را وضع کردند.

اقتصاد ژاپن از مشخصه های همزیستی دو نوع سازمان:

موسسات کوچک که نماینده حدود 98 درصد کل شرکت ها است به ترتیب سازمان های بزرگ گروههای اقتصادی قدرتمند، در چند تعداد اما به شدت قدرتمند است.

کسب و کارهای کوچک سازمان دادند و عملیاتی کردند تحت همان اصول اقتصاد بازار و در دسترس جهانی است در عوض شرکت های بزرگ بسیاری موضوعات ویژه ای را دارند که منجر می شود ما به پا فشاری خود در ارائه بعضی از آنها ادامه بدهیم.

یک سهم مهمی را در رسیدن به مدیریت عملکرد در سطح کلان انجمن سازمان های اقتصادی مانند Nikkerirn( به ژاپنی: فدراسیون انجمن کارفرمایان ژاپن):

سازمان مرکزی کارفرمایان که آموزش آنها برای درک اهمیت اجماع در پیشرفت و ترقی روابط کاری

 Keidanren(فدراسیون سازمان های اقتصادی ژاپن) :

که نقش مهمی را در رسیدن به اجماع از دیدگاه محافل اقتصادی در ارتباط با موضوعات سیاست تجارت مالی یا منابع انسانی، Nissho، که نشان دهنده موقعیت کسب و کار و شرکت های ایجاد شده بوسیله آنها در ارتباط با مجلس است.

Keizi Doynkai  که یک انجمن برای بحث و تحقیق کارفرمایان مطالعه نتایج مسائل اقتصادی و اجتماعی و تلاش در جهت هماهنگ کردن آنها همه از نقش آنها در بدست آوردن و حفظ طولانی مدت اجماع ملی در اقتصاد و اجتماع ژاپن آگاه هستند.

 

خصوصیات مدیریت رومانیایی:

در یک سال گذشته رومانی و دیگر کشورهای مرکز و شرق اروپا، اصول مهم، روش ها و تکنیک های ویژه مدیریت برای توسعه کشورهایشان داشته اند بویژه یکی از آنها Anglo-Saxon بود همچنین توسعه در شیوه های مدیریت در روامانی بوسیله نفوذ(تاثیر) شرکت های چند ملیتی مشخص شد که تاثیر بسیار قوی را بر مدیریت روامانی اعمال می کردند.

به هر حال در شرکت ها از بخش های مختلف فعالیت ها، تعداد مختلفی(متفاوتی) از شیوه های مدیریتی وجود دارد.

هر چند در اول ژانویه 2007 رومانی عضو کامل اتحادیه اروپا شد مردم از مدیران اجرایی خبر دادند که رومانی تمام ابزار لازم در ادغام در اتحادیه اروپا را نداشته است.

رقابت و مسابقه هر چند به نظر می رسد که باید تاثیر مثبت داشته باشد ملاحظه شد که هنوز یک تهدید بزرگ برای تعدادی از شرکت های رومانیایی است.

رومانی مشخصه اقتصادی با سطح تورم بالا داشته(هر چند در سالهای اخیر افول کرده) با یک رشد پایین یا رشد صفر و نرخ پایین برای وام های خارجی، فرایند کند بازسازی و خصوصی سازی یک بخش بزرگ از بخش دولتی، یک قانون و مالیات برای قالب مشاغل بی ثبات، توسعه نیافته و ضعیف و تنظیم بازار سرمایه، نارکارآمدی مدیریت دولتی و دیوان سالاری و فساد آن در بعضی اوقات است. بنابراین محیط کسب و کار در رومانی مواجه می شود با یک سری موانع اداری و غلبه بر آنها اتفاق نظر در وزارت خانه ها لازم است.

مقامات دولتی و موسسات حکومتی درگیر می شوند در فرایند اقتصاد برای ساخت یک پیوستگی منطقی جدید، سازگار و ساختار اداری موثر.

در این زمینه مدیریت رومانیایی تاثیر گذاشت در سالهای اخیر بوسیله ورود رومانی به اتحادیه اروپا و ورود بسیاری از سرمایه گذاران به بازار رومانی بنابراین رومانی در خط با استانداردهای مشخص بوده است که شامل توسعه فرهنگ مدیریتی و بنابراین سازمانی است.

 

عناصر ویژه رومانیایی فرهنگ سازمانی عبارتند از:

- یک روح نوآوری و توانایی کار اطراف سیستم

- انعطاف پذیری بالا(انطباق و یادگیری آسان رومانیایی ها، آنها اثبات می کنند قدرت کار و خلاقیت را در شرایط محدود)

- ساختارهای سازمانی موثر با بسیاری از سطوح سلسله مراتبی که مانع ارتباط بین مدیریت و مرئوسان می شود.

- ارزش های سازمانی که دست کم گرفته می شوند با تاکید بر موفقیت های مالی

- بدگمانی که مدیران رومانیایی به زیر دستانشان دارند سوء ظن که ناشی تزلزل و سستی خود آنها یا ترس ناشی از بی کفایتی مردم است.

آقای گریت هافستد، متخصص هلندی نتیجه می گیرد که مدیریت بطور کلی یک (تعیین) قصد فرهنگی بالایی بوده است این تعیین یک تاثیری بر موفقیت انتقال فوت و فن مدیریت از یک کشور به کشور دیگری شده است چرا که مدیران استفاده می کنند از نمادهایی که استنتاج می کند از آن چه که افراد یاد می گیرند در خانواده محل کار یا سایر اعضای جامعه اساس این یافته های آقای هافستد شناسایی چهار بعد فرهنگی ]فردگرایی/ جمع گرایی ، فاصله سلسله مراتبی کم/ زیاد، اجتناب از عدم اطمینان کم/ زیاد ، زن گرایی/ مردگرایی[

در زیر ما ارائه می دهیم ویژگی های عمده هریک از ابعاد و ویژگی های عناصر رومانیایی و ژاپنی در یک رویکرد مقایسه ای:

الف) فردگرایی/ جمع گرایی

این بعد منعکس کننده این است که تا چه حد افراد ترجیح می دهند که تمرکز کنند بر توسعه شان یعنی خانواده شان، احساسات باقی مانده مستقل در ارتباط با گروههای دیگر، سازمان های دیگر یا دیگر جوامع.

در جوامع مشخص شده بوسیله فردگرایی بسیار مهم است زمان برای حریم خصوصی، آزادی در سازمان کار و فعالیت هایی که در آن افراد خشنود حرفه ای هستند در مقابل در جوامع جمع گرایی مردم احساس می کنند مهم است که داشته باشند شرایط کاری خوبی و با هم کار می کنند با توجه به علاقه ای که به گروه دارند.

فردگرایی زمانی اتفاق می افتد که مردم به عنوان افراد تعریف شده اند در حالی که جمع گرایی توسط سیستم های ثابت و سخت مشخص شده است بوسیله ای که مردم گروه شان را تعریف کنند.

در کشورهایی که درجه بالایی از جمع گرایی دارند بر عضویت گروههای مختلف تاکید می شود و بر وظیفه شناسی این گروهها در مبادلات برای اینکه تعهد داده شود در حفاظت گروه هر دو کشور ژاپن و رومانی بر جمع گرایی تاکید می کنند.

در این وضعیت، افراد مشمول مقررات گروههای اجتماعی آنها پیروی می کنند و شرکت تقسیم شده به چندین مثل گروهها و واحد براساس علاقه(منافع) رایج.

گروهها تلاش می کنند که ترقی دهند منافع اعضایشان را از ضرر سایر گروهها و ارتباط بین اعضای یک سازمان بر پایه دیدگاههای اصول اخلاق بیشتر.

کارکنان توقع دارند که شرکت نیازهایشان را و توقعاتشان را و پیشرفت آنها را باید بر پایه ارشدیت و از درون سازمان مدنظر قرار دهد. تصمیمات گروهی غالبند همچنین که جامعه جمع گرا نمی تواند خودش را حمایت کند و نیاز به یک بودجه خارجی دارد که شروع به یادگیری حمایت اقتصادی از خودش بکند.

 

- جمع گرایی رومانی

-جمع گرایی ژاپن

- سطح پایین توسعه اقتصادی

-وضعیت خاص از کمک و وابستگی متقابل که بین اجزاء هر سازمان وجود دارد

-کشاورزی سنتی

-روابط بین فردی شامل بعضی دلبستگی های عاطفی می شود

-ارتقاء از داخل براساس ارشدیت

-سطح گسترده ای از گروههای کوچک

-توقعات کارکنان که شرکت باید دلواپس آنها و مسائل آنها باشد.

-تشریک مساعی بین دولت و گروههای اقتصادی

-تحرک اجتماعی پایین

-گروه کاری

-متعلق به گروههای مختلف در تبادل برای حفاظت از تعهد گروه

-پذیرش ابهام و هرج و مرج در ارتباط با بدست آوردن عملکرد اقتصادی

-تسلط تصمیم گیری گروهی

-یک دستی اجتماعی در حفظ آداب و رسوم و سنت

-جنبش های اجتماعی رایج

-تحرک اجتماعی کم

 

ب- سلسه مراتب بلند/ کوتاه

فرهنگ ها با یکدیگر متفاوتند و بستگی دارد به اهمیت نابرابری در عملکردهای اقتصادی و اجتماعی که وجود دارد معیارهای این بعد درجه ای است که اعضایی که قدرت کمتری در سازمان ها دارند می پذیرند رهبری که دارای قدرت بیشتری است بنابراین قدرت بطور یکنواخت توزیع نشده است.

شرکت هایی که در جستجوی پایین آوردن نابرابری در ثروت و قدرت هستند مشخص می شوند بوسیله قدرت محدود که منجر به قوانین و تشریفاتی که کمتر مهم است می شود.

در مقابل کشورهایی که نابرابری را تحمیل می کند دارای این مشخصه و ویژگی هستند که قدرت سلسله مراتب اختیارات بلند دارند و مرئوسان عقیده دارند که اجتناب از عمل نافرمانی است.

در سازمان های ژاپنی فاصله از قدرت بطور همزمان بالاست با توجه به اختیار مطلق سلسله مراتب اما همکاری پایین در فرایند تصمیمات بین مدیران و مرئوسان آشکار است.

رومانی نشان می دهد که فاصله زیادی تا اولیای امور (مقامات) دارد اگرچه کارکنان برای همکاری و مشارکت شیوه مدیریت تمایل خواهند داشت.

تصمیمات متمرکز و افرادی که لازم است پیروی کنند از قواعدی که رومانی سیگنال های لازم را برای رهبران مستبد بنا شده است بعضی رهبران می فرستد

برخی کارکنان ترجیح می دهند که روابط نزدیکی را با رئیس خود داشته باشند برای دست آوردن حمایت و اجتناب از مسئولیت برای نظرات مخالف.

 

تسلط سلسله مراتبی بلند در رومانی

تسلط سلسله مراتبی بلند در ژاپن

تسلط سلسله مراتب کوتاه در ژاپن

- ساختار سازمانی امتداد یافته با تعداد زیادی از سطوح سلسله مراتبی

- قدرت سیاسی متمرکز شده در دست محدودی از اغنیاء و ثروتمندان

- همکاری بین مدیریت و استخدام شدگان

- تفاوت زیاد دستمزدها

-کاهش تحرک اجتماعی

- کارگرانی که صلاحیت بالایی دارند

- کارگران با مهارت پایین

- اتحادیه های بازرگانی مرکزی

- ساختار سازمانی تخت با تعداد کمی سطوح سلسله مراتبی

 

ج- بالا/ پایین درجه اجتناب از عدم قطعیت

ابعاد اندازه گیری درجه ای که مردم در یک جامعه احساس تردید می کنند بوسیله موقعیت های مبهم و سطوحی که تلاش می کنند اجتناب کنند از این موقعیت ها ترجیح می دهند ثبات و عناصر شناخته شده است.

در بعضی فرهنگ ها افراد احساس می کنند عدم قطعیت بخشی از زندگی است و آنها می توانند مقدار کمی تاثیر بر آن بگذارند که نتیجه آن مقدار پایین عدم قطعیت است.

این کشورها مشخص هستند بوسیله یک نگرش باز به خطر، با یک نام تجاری جدید و عناصر نوآوری. در مقابل در فرهنگ های دیگر افراد را وادار می کنند.(برانگیخته می شوند) به جنگ برای تاثیر گذاشتن و کنترل آینده، این چنین بوسیله اجتناب از عدم اطمینان بالا مشخص شده است.

این کشورها مشخص می کنند بوسیله یک نیاز شدید برای امنیت وجود دارد همچنین متخصصانی که قابل اعتماد به معنی دانش آنها.

شرکت های ژاپنی پیروی می کنند از اجتناب از عدم قطعیت(درجه بالایی از اجتناب از عدم قطعیت) که تاکید می کنند بر ثبات بنابراین ژاپن مشخص می شود بوسیله یک نیاز شدید برای امنیت همچنین متخصصان با اعتمادی در سلسه مراتب دانششان وجود دارد.

فرایند ترقی در سازمان ها از داخل، تماشای اجتناب ایجاد شده از رقابت بین کارکنان و مقاومت در مقابل تغییر خیلی مهم است. و شایع شدن گروههای تصمیم.

رومانی ثبات سطح بالایی اجتناب از عدم قطعیت را که ثابت می کند که جمعیت درجه بالایی از تشویش را نسبت به آینده دارند و ترجیح می دهند امنیت امروز را در مبادله برای عدم قطعیت فردا.

بنابراین یک شرکت نمی تواند یک برنامه استراتژیک را برای طولانی مدت برای آینده طرح ریزی کند.

چرا که آینده به مکانیسم های دفاعی اشاره دارد.

برخی رومانیایی ها با سختی با موقعیت های مبهم و دیدگاههای مخالف سایرین برمی آیند.

در حالت دیگری افراد ممکن است واکنش های منفی و احساسی در موقعیت های مشخص داشته باشند. به عنوان مثال در انتخابات که می تواند تهدید به علیه امنیت و امنیت معنی شود یا در مقابل نیاز به پذیرفتن چیز جدید یا خارجی مانند پیشرفت تکنولوژی یا وجود حزب اقلیت.

تسلط بالای اجتناب از عدم قطعیت در رومانی

تسلط بالای اجتناب از عدم قطعیت در ژاپن

- جامعه درجه بالایی از اضطراب(تشویق) را در مورد آینده دارند

- نیاز به امنیت قوی

- اولویت برای سازمان های بزرگ

- اعتماد کارشناسان، به دانششان

-ترس و مقاومت در پذیرش روش های جدید

- تسلط ترفیع از داخل

- گاهی اوقات ظهور سریع عناصر که امنیت و حفاظت را تهدید می کند

- تسلط گروه تصمیم

 

د- مردگرایی/ زن گرایی

برای مشخص کردن فرهنگ از نظر این بعد باید مشخص کرد ترتیب اهداف کلی که بوسیله مردان و زنان بوسیله آنها دنبال می شود.

معلوم شد که مردان عموماً به دنبال بدست آوردن فرصت های دسترسی به موارد هرچه بالاتر ممکن هستند برای بدست آوردن به بالاترین حقوق، نگهداری می شوند با بروز شدن پیشرفت تکنولوژی و غیره... هدف خانم ها کار در محیطی دوستانه و مطمئن باشید که به محیط های ناخوشایند منتقل نمی شوند و داشتن شرایط کاری خوب و ورابط همکاری خوب با همکاران و مدیران دارند.

مردگرایی درجه ای است که ارزش های غالبی که دنبال می شود: رقابت، تسلط، پولی بدست آوردن شناسایی محیط.

ابعاد زن گرایی که اندازه می گیرد درجه ای را که ارزش های غالبی که تاکید می شود : همکاری، توسعه روابط میان افراد، نگرانی برای محیط و اجتماع و تصفیه حساب تضادها.

رومانی کشوری زن گرا است جایی که اعضای جامعه در جستجوی محیط همکاری و نیاز به حمایت همه اعضای آن هستند صرف نظر از میزان سهمشان.

آنان همچنین رقابت کمی دارند و تماماً هزینه نمی کنند برای بدست آوردن ترقی.

خبر خوب این است که ما هرگز نیازی به فعالیت های خاصی برای ترقی زنان پست های مدیریتی یا ساختارهای سیاسی نداریم آنها می توانند پیشرفت کنند اگر خودشان بخواهند.

برای شرکای جنس مخالف گرایشی برای بوجود آوردن فعالیت های تبعیض آمیز نیست.

خبر بد این است که به هر حال ارزشهای زنان جامعه مشخص می شود در سطح پایین تری از رقابت سازمانهای محلی که بازارهای خارجی دارند و کارکنان رومانیایی سهم مثبتی در بهبود این وضعیت ندارند.

از آن جایی که ارزش های زن قدردانی از اوقات فراغت و همکاری با ضرر عملکرد شخصی اهداف است شرکت های رومانیایی اجازه می دهند که شرکت های خارجی جایشان را در بازار بگیرند بدون آنکه جنگ مهمی انجام شود ژاپن به هر حال به ارزش های مرد گرایی از لحاظ توزیع نقش در جامعه گرایش دارد.

بنابراین در سازمان های ژاپنی موفقیت در تمام مسائل و پول و همچنین مواد خوب خیلی مهم است بطور کلی مردان به دنبال یک حرفه ای هستند که زنان مدیر کمتر تهاجمی هستند به خاطر تنش کار.

تسلط زنان در رومانی

تسلط مردان در ژاپن

- مسائل مردم و محیط

- تسلط تک عضوی تصمیم گیری

- سختی پایین تر در مواجه با مشکل نسبت به سایر موارد

- فاکتورهای عمده پول و مواد هستند

- مبارزه کمتر است

- موفقیت در تمام موارد

- جامعه بزرگتر و ترویج برای تصمیمات گروهی

- در کار واگرا به نظر می رسد

- نگران محیط

- شناخت اجتماعی یک فاکتور با اهمیت است.

نمرات مدیریت ژاپنی و ثبت می شود در شیوه مهمی از ارزشیابی مدیریت در بسیاری از کشورها است اقتصاد عالی و توسعه اجتماعی ژاپن اساس ارزش های فرهنگی با مفاهیم ویژه در سطوح مدیریت ما اعتقاد داریم که این یک مثالی باشد برای پیروی مدیران و سازمان ها در رومانی.

 

مدیریت تحول

بنام خدا

در این وبلاگ سعی می شود تحقیق ها و مقالات مدیریتی در ان گنجانده شود و هدفش فقط مطالب علمی می باشد